تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
وإني أرى شياطين الإنس والجنّ قد فرّوا من عمر ! ! ( 1 ) سبحان الله ! از خليفه ثانى شيطان خائف و لرزان باشد ! و بر اول - كه افضل و اكمل بود - غالب آيد و او را تابع خود كند ، و در افضليتش هيچ نكاهد ! و ثانياً : اينكه قضيه ( 2 ) شرطيه گو وقوع را نمىخواهد ، ليكن هرگاه كه از سابق هم عادتش همين اتباع شيطان باشد ، و خود او ايمن از وقوعش در مستقبل نباشد ، بلكه از آن عادت خود حاضرين را تحذير كند ، كدام چيز مانع از وقوعش خواهد شد . اما آنچه گفته : اعتراء شيطان بى دست يافتن مقصود ، نقصان چرا باشد ؟ پس اگر شيطان بر ابوبكر دست نمىيافت چرا در عقب آن مىگفت : فإذا غضبت فاجتنبوني لا أُؤثر في أشعاركم ولا أبشاركم . . اما آنچه گفته : و از سوره يوسف اول آيه سى پاره : ( وَما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمّارَةٌ بِالسُّوءِ إلاّ ما رَحِمَ رَبِّي ) ( 3 ) تلاوت بايد كرد ، و ابوبكر را به اين كلمه از منصب امامت نبايد انداخت . پس اين كلام هرگز دلالت بر عدم عصمت حضرت يوسف ( عليه السلام ) ندارد ، چه :
هامش
1 . آدرس اين دو در اوائل همين طعن گذشت . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( قصه ) آمده است . 3 . يوسف ( عليه السلام ) ( 12 ) : 53 .