دعوى انتقال نموده ، و دعوى ديگر تراشيدند و طعن ديگر بر آوردند كه اين طعن سيزدهم است .
پس كذب محض و افتراى صرف است ، هرگز شيعه دعوى دوم بعدِ دعوى اول نتراشيدهاند ، بلكه هميشه به هر دو طعن ابوبكر را مطعون كردهاند . و تراشيدن طعن دوم معنا ندارد . و به روايات خود اهل سنت حضرت فاطمه ( عليها السلام ) ، دعوى هبه فدك نموده - كما سيجيء - وجناب علامه حلى ( رحمه الله ) و مولانا محمد باقر مجلسى و ديگر علماى شيعه هر دو امر را در يك طعن نوشتهاند ، و هر دو دعوى على الترتيب از حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) به ظهور آمده ، اول دعوى هبه فدك نموده ، چون ابوبكر آن را ردّ نمود دعوى ميراث در پيش ساخته .
و ابوعلى انكار اين ترتيب نموده ، ‹ 222 › چنانچه قاضى القضات در كتاب “ مغنى “ گفته :
وقد أنكر أبو علي ما قاله السائل ، بأنها لمّا ردّت في دعويها النحل ادّعته إرثاً ، وقال : بل كان طلب الإرث قبل ذلك ، فلمّا سمعت منه الخبر كفّت ، ثم ادّعت النحل ( 1 ) .
حاصل آنكه ابوعلى انكار كرد قول سائل را اينكه هرگاه كه دعوى هبه حضرت فاطمه ( عليها السلام ) ردّ كرده شد ، دعوى ارث كرد ، بلكه طلب ارث پيش از اين بود ، پس هرگاه خبر را كه ابوبكر روايت كرد بشنيد از دعوى ارث باز ماند
هامش
1 . المغنى 20 / ق 1 / 333 ، و مراجعه شود به شرح ابن ابى الحديد 16 / 769 ، شافى 4 / 97 .