بى ثبات وارسته ، تعلق [ خاطر ] ( 1 ) به غير جناب حق جلّ وعلا ندارند - همگى متاع دنيوى به جوى نمىارزد ، خصوصاً حضرت زكريا ( عليه السلام ) كه به كمال وارستگى و بىتعلقى مشهور و معروف اند ، محال ‹ 188 › عادى است كه از وراثت مال و متاع - كه در نظر ايشان اَدْنى قدرى نداشت - بترسند ، و از اين رهگذر اظهار كلفت و اندوه و ملال و خوف در جناب خداوندى نمايند كه اين معنا صريح ، كمال محبت و تعلق دلى را مىخواهد .
و نيز اگر حضرت زكريا از آن مىترسيدند كه : مال مرا بنو الاعمام من بى جا خرج كنند ، و در امور ممنوعه صرف نمايند ، اول جاى ترس نبود كه چون شخص فوت شد و به وراثت مال ، مال ديگرى شد ، صرف آن مال بر ذمه آن ديگر است ، خواه بجا كند خواه بى جا ، مرده را بر آن صَرف مواخذه و عتابى نيست .
و مع هذا اين خوف را به جناب الهى عرض كردن چه ضرور بود ؟ دفع اين خوف در دست ايشان بود ، تمام مال را للّه پيش از وفات خود خيرات و تصدق مىفرمودند ، و آن وارثان بد روش را خائب و خاسر و محروم مىگذاشتند .
و انبيا را به موت خود آگاهى مىدهند و مخير مىسازند ، پس خوف موت فجأةً هم نداشتند ، پس مراد در اينجا وراثتِ منصب است كه اشرار
هامش
1 . زياده از مصدر .