آمديم بر آنكه آيه : ( وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ ) ( 1 ) دلالت مىكند كه هم انبيا وارث مىشوند و هم از انبيا ميراث گرفته مىشود ، و مخالف اين حديثِ قطعى است كه به روايت معصومين ثابت شده .
در حل اين اشكال نيز رجوع به قول معصوم ( عليه السلام ) نموديم ، و به كتب شيعه التجا برديم :
روى الكليني عن أبي عبد الله [ ( عليه السلام ) ] : « ان سليمان ورث داود ، وإن محمّداً ( صلى الله عليه وآله ) ورث سليمان » ( 2 ) .
پس معلوم شد كه اين ، وراثت علم و نبوت و كمالات نفسانى است ، نه وراثت مال و متروكه ، و قرينه عقليه نيز مطابق قول معصوم دلالت بر همين وراثت كرد ; زيرا كه به اجماع اهل تاريخ حضرت داود ( عليه السلام ) نوزده پسر داشت ، ‹ 187 › پس همه وارث آن حضرت مىشدند ، حال آنكه حق تعالى در مقام اختصاص و امتياز حضرت سليمان اين عبارت [ را ] فرموده ، و وراثتى كه به حضرت ايشان اختصاص دارد ، و ديگر برادران را در آن شركت نمىتواند شد همين وراثت علم و نبوت است ، چه برادران ديگر را اين چيزها حاصل نبود .
و نيز پر ظاهر است كه : هر پسر ميراث پدر مىگيرد و وارث مال پدر مىشود ، پس خبردادن از آن لغو محض باشد ، و كلام الهى مشتمل بر لغو نمىتواند شد .
هامش
1 . النمل ( 27 ) : 16 .
2 . كافى 1 / 224 - 225 .