تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
و اما آيه ديگر يعنى : ( يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ ) ( 1 ) ، پس به بداهت عقليه در آنجا وراثت منصب مراد است بالقطع ; زيرا كه اگر از لفظ آل يعقوب ، نفسِ ذاتِ يعقوب مراد باشد به طريق مجاز ، پس لازم آيد كه مال يعقوب از زمان ايشان تا زمان حضرت زكريا ( عليه السلام ) - كه زياده بر دو هزار سال گذشته بود - باقى بود غير مقسوم ، و تقسيم آن بعد از وفات حضرت زكريا نموده ، حصه حضرت يحيى به حضرت يحيى برسد ، وهو سفسطة جدّاً چه اگر پيش از وفات حضرت زكريا مقسوم شده باشد ، آن مال ، مال حضرت زكريا باشد ، و در ( يرثني ) داخل گشت ، و اگر مراد از آل يعقوب اولاد يعقوب بود ، لازم آيد كه حضرت يحيى وارث جميع بنى اسرائيل باشد ، چه احيا و چه اموات ، و اين سفسطه اَشَدّ و اَفْحَش از سفسطه اولى است ، پس اين آيه ، در اين مقام آوردن ، كمال خوش فهمى علماى اين فرقه است ! و نيز حضرت زكريا دو لفظ فرمود : ( ولياً ) و ( يرثني ) ، پس از جناب الهى ولى طلب كرد كه به صفت وراثت موصوف بُوَد ، پس اگر مراد وراثت علمى خاص نباشد ، اين صفت ، لغوِ محض افتد و در ذكر آن فايده نباشد ; زيرا كه پسر در جميع شرايع وارث پدر است ، و از لفظ ( ولى ) وراثت مال فهميده مىشود بىتكلف . و نيز در و الا ديدِ همتِ عُلياىِ نفوسِ قدسيه انبيا - كه از تعلقات اين عالم
هامش
1 . مريم ( 19 ) : 6 .