پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم و آيات قرآنى بر عدالت او گواهى داده باشند ، به جهت مصلحت جزئيه . . . الى آخر .
پس جواب اول نيز يعنى ( 1 ) بر تسليم عزل كه چاره از آن - حسب روايات ائمه ثقات و جهابذه اثبات - نيست ، بوده ، و نزد اهل حق هرگز عدالت ابوبكر ثابت نيست ، و اثبات شهادت آيات قرآنى ، [ و ] ( 2 ) جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) هزار جا بر عدالت ابوبكر به طريق ( 3 ) سنيه هم سخت دشوار است تا به طرق شيعه چه رسد ( 4 ) .
اما آنچه گفته : حضرت اميرالمؤمنين على ( رضي الله عنه ) [ ( عليه السلام ) ] نيز عمر بن ابى سلمه را . . . الى آخر .
پس جوابش آنكه : خواجه كابلى در نقل نامه جناب امير ( عليه السلام ) كه به نام عمر بن ابى سلمه است ، خيانت فظيعى نموده ، و عبارتى كه دافع شبهه بود ، سرقت كرده ، و تمام نامه را نقل ننموده ( 5 ) ، و مخاطب هم به تقليدش در خيانت و جنايت او شريك شده ، و تمام نامه جناب امير ( عليه السلام ) در “ نهج البلاغه “ چنين مسطور است :
هامش
1 . [ ج ] مبنى .
2 . زياده از نسخه [ ج ] .
3 . در [ ج ] : ( طرق ) .
4 . اشكال گذشته و جواب آن در [ الف ] در حاشيه آمده ، و پس از آن نوشته : ( اين حاشيه داخل متن است ) .
5 . الصواقع ، ورق : 256 .