تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
چه اين اختيار - معاذالله - بنا بر عادات جاهليت بود ، و اين امر بسيار سهل و آسان بود كه هر قارى و حافظ سرانجام آن مىتواند داد ، و ابوبكر بر امرى كه به چند مرتبه از اين امر مهم تر و عظيم تر بود ، امير بود ، پس تو به چه طور اين امر را دليل فضيلت و افضليت على ( عليه السلام ) از ابى بكر و استحقاق آن جناب براى خلافت مىگردانى . سوم : آنكه مخاطب خود كلام خود را تكذيب نموده ، به عظمت و جلالت اين امر قائل شده ، چنانچه بعدِ اين گفته كه : چون اين كار هم از مهمات عظيمه بود ، پس لابد آن شخص هم عظيم القدر و بزرگ مرتبه باشد ، مثل ابى بكر . ( 1 ) انتهى . پس اين تناقض صريح است كه جايى به اين مرتبه تحقير اين امر مىنمايد كه آن را نهايت امر سهل و آسان مىگرداند ، و آن را قرائت چند آيه كه هر قارى و حافظ سرانجام آن مىتواند داد ( 2 ) ، قرار مىدهد و جايى افاده مىكند كه اين كار از مهمات عظيمه بود ، و سواى مردى عظيم القدر كه مثل ابى بكر باشد ديگرى سرانجام آن نمىتواند داد . و تحير آن است كه مخاطب چگونه در اينجا جناب امير ( عليه السلام ) را مثل ابى بكر گردانيده ، حال آنكه نزد سنيه - العياذبالله - آن جناب به مراتب بى حد و حصر از ابى بكر كمتر بوده ، بلكه از عمر - كه حسنه اى از حسنات كثيره ابى بكر كه به
هامش
1 . تحفه اثنا عشريه : 273 . 2 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( واو ) آمده است .