به مسجد حرام بعد از اين سال . ( 1 ) انتهى .
در اين عبارت هم نصى بر مدعاى مخاطب كه عدم نصب ابى بكر است براى اداى سوره برائت پيدا نيست .
اما آنچه گفته : و همين است اَرجح نزد اهل حديث .
پس البته نزد متعصبين در مقابله شيعه ارجح همان است كه موجب منقصت و عيب ثلاثه نباشد ، و گو به طريق ضعفا و مجروحين مروى باشد ، و مرجوح آن است كه باعث منقصت ثلاثه و فضيلت اهل بيت ( عليهم السلام ) باشد ، و گو به طرق صحيحه حسنه نزد اهل سنت مروى باشد ، و در ميان شان شهرت تامّه دارد ! بالجمله جواب كلامش به چند وجه است :
اولا : آنكه اگر يك عالم سنى معتمد عليه اعتراف به امرى يا روايت آن نمايد ، شيعه را احتجاج به آن صحيح است ، و اگر ديگر كسان - از غايت عناد و تعصب - خلاف آن را ارجح گويند ، مستدل را چه ضرر است ؟ !
اِخفاى حق و تشهير باطل كار اهل عناد است ، اگر همين جواب در پيش كرده شود ، باب استدلال و احتجاج على الاطلاق مسدود شود .
و ثانياً : آنكه سهيلى و كوّاشى نصب و عزل ابى بكر را بالقطع ذكر كردهاند .
هامش
1 . [ الف ] باب مناقب علي [ ( عليه السلام ) ] من كتاب المناقب . ( 12 ) . [ أشعة اللمعات 4 / 676 ] .