و اصيل الدين محدّث - كه از مشايخ كبار است - آن را موافق نصّ گفته ، و آن را اختيار ساخته ، و خلاف آن را ناهنجار گفته .
و ابن حجر - كه جلالت و قدر و عظمت شأنش نزد اهل حديث سنيان مسلم است - به روايات عزل ابى بكر ، اثبات ارسال جناب امير ( عليه السلام ) نموده ، و در حقيقت آن روايات را به روايت بخارى ترجيح داده .
و ثعلبى - كه از اعاظم معتمدين و اكابر معتبرين ، بلكه امام مفسرين ايشان است ، چنانچه از “ ازالة الخفا “ هم [ مى ] توان دريافت ( 1 ) - همين روايت را اختيار كرده ( 2 ) .
و جمال الدين محدّث ( 3 ) و شيخ عبدالحق ( 4 ) هم آن را حتماً ذكر ساختهاند ، و اِشعارى هم به ورود خلاف آن نكرده .
و قسطلانى هم به مصروف بودن امر به سوى جناب امير ( عليه السلام ) معترف گرديده ، و ذكر روايت حسنه ، متضمن عزل ابى بكر ، نموده ( 5 ) .
و طحاوى - كه به اعتراف خود مخاطب اعلم علماى اهل سنت است به آثار
هامش
1 . در مواردى مانند تفسير آيه : ( أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِكَ ) ( سورة النساء ( 4 ) : 60 ) در ازالة الخفاء 1 / 172 بر او اعتماد نموده است .
2 . چنان كه مطالب آنها قبلا گذشت .
3 . چنان كه خواهد آمد .
4 . چنان كه گذشت .
5 . چنان كه گذشت .