تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
قهر الهى بود و كافر كشى شيوه او ، نقض عهد كافران را كه مورد قهر و غضبند بر ذمه او گردانيد ، تا صفت جمال و جلال الهى در آن مجمع عظيم - كه نمونه محشر و موردِ مسلمان و كافر بود - از اين دو فواره درياى بى پايان صفات حقانيه جوش زند . و طرفه آن است كه ابوبكر صديق در اين كار هم مددكار جناب ‹ 159 › على مرتضى ( عليه السلام ) بود ، در [ “ صحيح “ ] بخارى از ابوهريره روايت موجود است كه : او را با جماعت ديگر ، متعينه على مرتضى ( عليه السلام ) نمود ، و خود نيز گاه گاه شريك اين خدمت مىشد . چنانچه در [ “ سنن “ ] ترمذى و [ “ مستدرك “ ] حاكم به روايت ابن عباس ثابت است كه : كان علي ( عليه السلام ) ينادي ، فإذا أعيى ، قام أبو بكر فنادى بها ( 1 ) . وفي رواية : فإذا بحّ قام أبو هريرة فنادى بها ( 2 ) . بالجمله ; وجه عزل ابى بكر همين بود كه نقض عهد را موافق عادت عرب اظهار نموده‌ايد ، تا آينده عربان را جاى عذر نماند كه ما را موافق رسم و آيين ما بر نقض عهد آگاهى نشد تا راه خود مىگرفتيم و چاره خود مىساختيم ، و اين وجه در “ معالم “ و [ “ تفسير “ ] زاهدى ، و [ “ تفسير “ ] بيضاوى و “ شرح تجريد “ ، و “ شرح مواقف “ ، و “ صواعق “ و “ شروح مشكاة “ ، و ديگر كتب اهل سنت مذكور و مسطور است .
هامش
1 . سنن ترمذى 4 / 340 . 2 . مستدرك 3 / 52 .