و از اين كلام به صراحت تمام واضح است كه : اعتراف به امرى گو از راه تواضع باشد ، هرگاه مطابق واقع نباشد ، جايز نيست ، بلكه معصيت است ، پس در اين صورت حمل كلام ابى بكر بر تواضع به نوعى كه تخليص او از كذب و معصيت حاصل شود ، غير ممكن ، بلكه ادعاى اين معنا كه او با وصف افضليت اقرار به مفضوليت خود و افضليت جناب امير ( عليه السلام ) كرد ، كذب و معصيت را بر او ثابت ساختن است ، و در اين صورت ‹ 151 › به هر صورت مطلوب اهل حق ثابت است ، خواه كلام ابى بكر مطابق واقع باشد خواه نباشد .
و ثانياً : اينكه قياس كلام ابوبكر بر كلام هدايت نظام آن امام همام ( عليه السلام ) قياس مع الفارق است ; زيرا كه كلام ابوبكر بر سر منبر با رعاياى خودش است متضمن اعتراف به مفضوليت خود و افضليت جناب امير ( عليه السلام ) ، و در امثال اين كلام تأويل را گنجايش نيست ، به خلاف كلام جناب امام زين العابدين ( عليه السلام ) كه در مقام اظهار عجز و عبوديت روبروى جناب ربوبيت است ، و انبيا و ائمه معصومين ( عليهم السلام ) با وصف عدم عصيان اوامر و نواهى الهى چون اين همه را از تفضلات و توفيقات او تعالى شأنه مىدانند ، در مقام مناجات با او تعالى وتقدس اعتراف به عجز و تقصير خود مىنمايند .
قاضى عياض در “ شفا “ گفته :
قد قيل : إن كثرة استغفار النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٥٦