موهومه است ، اگر چنين مىبود خوب مىبود ، و اگر چنين ( 1 ) مىشد بهتر مىشد ( 2 ) .
أقول :
آنچه گفته : اگر شيعه معتقد لياقت امامت براى عمرو بن العاص و اسامه بن زيد ، و قائل افضليت ايشان باشند ، در اين باب اهل سنت محتاج جواب خواهند بود .
پس جوابش آنكه : اگر شيعه قائل شوند به اينكه ابوبكر و عمر در مرتبه كمتر از اسامه و عمرو بن العاص بودند ، ايشان را اعتقاد به لياقت عمرو بن العاص و اسامه براى امامت كبرى لازم نمىآيد ; بلكه غايت آنچه از آن لازم مىآيد آن است كه اسامه و عمرو بن العاص از ابوبكر و عمر و امثال ايشان افضل بودند ، و اين معنا مستلزم لياقت امامت كبرى نمىتواند شد ; زيرا كه در امامت كبرى افضليت از تمامى رعايا ، و عصمت و نص نيز شرط است .
طرفه ماجراست كه فاضل ناصب براى تخديع عوام ، با وصف ادعاى علم و فضل ، چنين خرافات واهيه بر زبان مىآرد ، و از تقريرات علماى اعلام اغماض نظر كرده ، بناى اجوبه بر موهومات و متخيلات خود مىگذارد . غرض اهل حق از اين طعن آن بود كه : افضليت ‹ 104 › در امامت شرط
هامش
1 . در مصدر : ( چنان ) .
2 . تحفه اثناعشريه : 268 - 269 .