تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
تعليم سليقه رياست [ و ] ( 1 ) امارت بود ، به منزله آنكه پادشاهان اولوالعزم تا وقتى كه از سپاه گرى به امارت ، و از امارت به وزارت ، و از وزارت به سلطنت نرسيده‌اند ، اين مرتبه عظمى را - كما هو حقّها - سر انجام نداده‌اند ، مثل تيمور ، و نادرشاه ، و امثال ذلك ; پس تربيت ايشان به اين نوع ، صريح دلالت دارد بر آنكه در حق ايشان رياست عمده منظور نظر كرامت اثر پيغمبر ( 2 ) بود ، عليه وآله الصلاة والسلام . و به همين ترتيبِ ( 3 ) آن جناب صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم كه در حق اين دو كس به اين نوع واقع مىشد ، اينها هر دو در خلافت خود لشكريان و امرا را به وجهى مىداشتند كه انتظامى بهتر از آن متصور نيست ، نه امراى ايشان را خيال بغى و استقلال در سر مىافتاد ، و نه لشكريان را كاهلى و تكاسل و بىصرفگى در نهب و قتل و غارت رو مىداد ، و امرا را بر لشكر ، و لشكر را بر امرا هيچ وجه ظلمى و ستمى و نازى و دلالى ممكن نبود ، و رعايا در مهد امن و امان آرميده ، فارغ البال مىگذرانيدند ، و فتوح پى در پى و غنايم و فيء ( 4 ) روز به روز به دست ايشان مىافتاد ، و اين معنا نزديك واقفان فن سير أظهر من الشمس وأبين من الأمس است . در امور واقعيه ، تشيع پيش نمىرود ، و آنچه زور و غلو تشيع است در امور
هامش
1 . زياده از مصدر . 2 . در [ الف ] - با وجود تحيت بعدى - اشتباهاً اينجا هم تحيت ( ص ) داشت . 3 . در مصدر : ( تربيت ) . 4 . در مصدر : ( وافى ) .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 371 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى