تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
فرض صحت ، جهتش آن بود كه خداى تعالى پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) را خبر داده بود كه در اين غزوه نوبت محاربه و مقاتله دشمن نخواهد رسيد ، و به غير استعمال سيف و سنان ، اهل عدوان مطيع و منقاد آن حضرت خواهند شد ، و لهذا در هنگام رفتن به اين غزوه ، على بن ابى طالب ( عليه السلام ) را كه در جميع غزوات لواى جنگ به دست آن حضرت مىداد ، در مدينه خليفه خود ساخت ; پس اگر در اين غزوه لواى جنگ را به ابوبكر داده باشد ، مستلزم فضيلت و منقبت او نمىتواند شد . و همچنين حواله نمودن عرض لشكر به ابوبكر - بر فرض صحت آن - دليل فضيلت او نمىتواند شد ; و كلام ‹ 87 › در توليت اعمال عظيمه است نه در همچو اعمال خفيفه ! اما آنچه گفته : روز غزوه خيبر چون جناب پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) را درد شقيقه عارض شد ، و هنگام محاصره قلعه بود ، ابوبكر را نايب خود كرده ، براى فتح قلعه فرستادند ، و آن روز از ابوبكر جنگ سخت به ظهور آمد . پس مردود است به اينكه : ذكر قصه خيبر در اينجا بى فايده محض است ; زيرا كه علماى شيعه قصه خيبر را انكار نكرده‌اند ، بلكه آنچه گفته‌اند آن است كه : اين قصه موجب منقصت ابوبكر است نه دليل فضيلت او ، چنانچه سيدمرتضى علم الهدى در كتاب “ شافى “ گفته : وربّما ذكروا : إنه أخّر عن الولايات وقدّم غيره ، وإنه عزل عن أداء سورة البراءة بعد أن توجّه بها ، وعزل أيضاً عن الجيش الذي