پس چون مأخذ اين روايت [ را ] ذكر نكرده ، قابل اعتماد نباشد ، و چگونه معتمد باشد حال آنكه قسطلانى و ابن حجر و عينى اعتراف كردهاند كه : امارت ابوبكر در سواى سه سريه ثابت نيست ؟ !
و بر فرض صحت پس دعوى مخاطب كه اين سريه عمده بوده ، بلاشبهه كذب و بهتان و تزوير و تلبيس است ، چه اين سريه عمده نبود ، بلكه سريه عمده ، سريه محمد بن مسلمه بود كه در آن سريه به تصريح مصنف “ روضة الاحباب “ سى سوار بود ، و بر سر دشمنان تاخت آوردند ، و چند نفر كفار را كشتند ، و صد و پنجاه شتر و سه هزار گوسفند به غنيمت گرفتند ( 1 ) ; و در اين سريه همگى ده سوار بود ، و با هيچ دشمن اتفاق ملاقات نيفتاد و نه هيچ غنيمت به دست آمد .
و نيز از فرستادن ابوبكر و ده نفر ديگر براى كارى لازم نمىآيد كه ابوبكر را امارتشان هم حاصل باشد .
و از همين جا است كه قسطلانى با وجود اقرار به اين معنا كه امارت ابى بكر در سواى سه سريه مذكوره ثابت نيست ، در “ مواهب لدنيه “ در بيان اين غزوه گفته :
وبعث أبا بكر في عشرة فوارس لتسمع بهم قريش فيذعرهم
هامش
1 . روضة الاحباب ، ورق : 96 - 97 .