اگر به سبب فرستادن لشكر اسامه ، دانم كه در مدينه لقمه سباع خواهم شد ، خلاف فرمان حضرت رسول ( صلى الله عليه وآله ) جايز ندارم . ( 1 ) انتهى .
و ظاهر است كه هرگاه ديگر اهل مدينه لقمه سباع مىشدند بعد آن نوبت به ابوبكر مىرسيد ، لااقل آنكه بعد آن بالضرور اهل مدينه و حرم رسول ( صلى الله عليه وآله و سلم ) لقمه سباع مىشدند ، مع هذا بر ابوبكر حفظ نفس خود هم از اهم واجبات بود ! خصوصاً به لحاظ اينكه به باعث او - به زعم اهل سنت - ترويج دين و اقامه معالم شرع مبين به وجه اكمل و افضل ميسر مىشد ، و هرگاه ابوبكر با اين همه خطرات ، عدم انفاذ جيش جايز نداشت ، تخلف از جيش چگونه جايز خواهد شد ؟ !
اما آنچه گفته : خاصه چون تمام لشكر به تجهيز و تحريص ابوبكر برآمد ، ثواب اين همه به ابوبكر عائد شد ، و آن فرض كفايت هم در جريده اعمال او ثابت گشت .
پس منقوض است به اينكه : در اين صورت مىبايد شخصى كه ( 2 ) خود عمداً تارك الصلات باشد ، و ديگران را بر اداى صلات ، مخالف طريقه شرع تحريص نمايد ، ثواب اين همه مصلّيان به آن ‹ 66 › تارك الصلات عايد ، و در جريده اعمال او ثابت گردد ، و از او هيچ مؤاخذه نشود ! ! وإذ ليس فليس .
هامش
1 . تحفة اثناعشريه : 265 .
2 . در [ الف ] اشتباهاً ( كه شخصى ) بود كه اصلاح شد .