و ولى الله در “ ازالة الخفا “ گفته :
در زمان آن حضرت در همه انواع علوم ، چشم بر جمال آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم و گوش به آواز وى صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم بودهاند ، هر چه پيش مىآمد از مصالح جهاد و هدنه و عقد جزيه ( 1 ) و احكام فقهيه و علوم زهديه ، همه از آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم استفسار مىنمودند ، گويا اليوم از شكم مادر به ظهور آمدهاند ، چه علوم رسميه و تجربيه كه پيش از بعثت سيدالرسل - عليه [ وآله ] أفضل الصلاةوالتسليمات - معلوم ايشان بود ، همه در سطوه فيوض نازله از جناب مدبّر السماوات والارض - جلّت قدرته - متلاشى گشته ، در هر باب غير انتظار حكم حضرت مخبر صادق ، وظيفه ايشان نبود . ( 2 ) انتهى .
و اگر تجويز اجتهاد هم بر آن جناب كرده شود ، پس باز هم مخالفت آن حضرت جايز نخواهد شد ، به دليل آ ن كه اجتهاد آن حضرت ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ، چنانچه در حال حيات آن حضرت ( صلى الله عليه وآله و سلم ) از اجتهاد ديگران اولى است ، همچنين بعد وفات آن سرور ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نيز اجتهاد آن جناب اولى از اجتهاد ديگران خواهد بود .
و از عجايب اين است كه ابوهاشم جبائى بر اين مسأله - أعنى جواز
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( جزئيه ) آمده است .
2 . [ الف ] نكته اولى بعد فقهيات عمر . ( 12 ) . [ ازالة الخفاء 2 / 140 ] .