فضيلت پدرش نقل كرده باشند ، و در آن روايات هم اختلاف و اضطراب شديد باشد ، آن روايات چگونه در مقابله شيعيان صلاحيت احتجاج داشته باشد ؟ !
سوم : آنكه فرمودن آن حضرت ( عليه السلام ) ابوبكر را به متابعت اسامه در حالت صحت بود ، و امر فرمودن آن حضرت به امامت صلات - بر فرض تسليم - در حال شدت مرض ، چنانچه در “ روضة الاحباب “ مذكور است :
روايتى آنكه : عايشه صديقه گفت : چون مرض پيغمبر خدا صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم سنگين شد ، ياران - نماز خفتنى بود كه - در مسجد منتظر آن سرور بودند ، فرمود : آيا مردم نماز گزاردند ؟ ‹ 63 › گفتم : نى يا رسول الله ! [ ص ] انتظار تو [ را ] مىكشند . فرمود : آبى براى من در مخضب كنيد ، چنان كرديم ، آن را بر خود ريخت و بدن خود را بشست ، و خواست كه برخيزد ، بيهوش شد ، بعد از زمانى به هوش باز آمد و گفت : آيا مردم نماز گزاردهاند ؟ گفتم : نى يا رسول الله ! [ ص ] انتظار تو مىكشند ، فرمود : آبى براى من در مخضب نمائيد ، چنان كرديم ، و آن آب را بر خود ريخت ، و بدن خود را بشست ، آنگاه خواست كه برخيزد ، بيهوش شد ، تا سه نوبت آن صورت متحقق گشت و هر بار كه به هوش باز مىآمد ، مىپرسيد كه : مردم نماز گزاردند ؟ مىگفتم : نى ، انتظار تو مىكشند ، در كرّت سوم كسى فرستاد به نزد ابوبكر كه با مردم نماز گزارد ، فرستاده آن حضرت رفت و پيغام به ابوبكر رسانيد ، ابوبكر مردى رقيق القلب بود ، گفت : يا عمر ! تو با مردم نماز گزار ، عمر با وى گفت : تو اَحقّى به اين امر از من ، پس ابوبكر نماز با مردم گزارد ; و
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 236
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٣٦