محفوظ باشد از مطاعن ، و ابوبكر مطعون بود به مطاعن كثيره ، و از جمله مطاعن او طعن مذكور است ; پس در جواب اين اعتراض ذكر اصل دعوى غير مناسب است ; كما لايخفى .
و اگر چه خليفه بودن ابوبكر را حقيقتاً در جواب مدخلى نيست ، ليكن ظاهر عبارتش دلالت دارد بر اينكه اين معنا را دخلى هست ، و الا ذكر آن حشو و لغو باشد ، والحق كذلك .
اما آنچه گفته : بلكه موافق سنت پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم بايستى كرد .
پس كلام ‹ 43 › در همين است كه ابوبكر موافق سنت پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) عمل نمىكرد ، و لهذا استحقاق خلافت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) از او سلب كرده مىشود .
اما آنچه گفته : در حضور جناب پيغمبر خدا 9 همين خالد بن الوليد صدها را از مسلمانان مفت به شبهه ارتداد كشته بود ، آن حضرت اصلا متعرض نشد . . . تا آخر
پس جوابش آنكه : به موجب حديث “ صحيح بخارى “ - كه خود در حاشيه اين قول نقل كرده ( 1 ) - آن قوم در اصل كفار بودند ، و هنوز اسلام ايشان متحقق نشده بود ، و پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) خالد را براى دعوت آنها به
هامش
1 . حاشيه تحفه اثناعشريه : 535 .