تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
اما آنچه گفته : و گفت : بارى از مؤونه اين شخص خلاص شديد ، باز به حضور خالد اين اداى ارتداد از وى صادر شد . پس كذب محض و افتراى صرف است ، اگر مالك چنين كلمه مىگفت ، خالد چرا اين كلام او را در اعتذارِ از قتلش ‹ 37 › ذكر نمىكرد ؟ و حال آنكه دانستى كه خالد در مقام اعتذار همين گفته كه : مالك كلمه ( صاحبكم ) گفت . و نيز عمر چرا او را مسلم مىگفت ; و آنفاً دانستى كه عمر با ابوبكر گفت كه : خالد مسلمى را قتل كرده ، پس او را قتل كن . و ابوبكر چگونه خالد را نسبت به خطا مىنمود ؟ ! اما آنچه گفته كه : عمر بن الخطاب در اول وهله همين دانست كه اين قتل بى جا واقع شد . پس محجوج است به اينكه : آنچه از كتب سير و تواريخ ثابت است ، آن است كه : عمر تا آخر حيات خود بر اين اعتقاد مُصرّ بود ; و لهذا در وقت خلافت خود آنچه از اموال و اساراى قوم مالك بن نويره به نزد مسلمين
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 149 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى