1 . ضرر زدن به ديگرى ، براى دفع ضرر از خود ، جايز نيست .
اين حكم از حديث « لاضرر » استفاده مىشود ، و حرفى در آن نيست .
2 . تحمل ضرر از جانب ديگرى ، به واسطهء ضرر زدن به خود ، واجب نيست . اين حكم از ادلّهء برائت به راحتى استفاده مىشود ، و نيازى به قاعدهء « لا ضرر » ندارد ، زيرا هيچ دليلى نداريم كه عموم يا اطلاق آن اقتضا كند كه تحمّل ضرر از جانب ديگرى واجب باشد ، تا براى دفع آن به ادلّهء نفى ضرر نياز پيدا كنيم . بر خلاف مسئله اوّل ، زيرا اطلاقات برائت در آنجا دلالت بر جواز دارد ، و براى نفى آن نياز به قاعدهء « لا ضرر » مىباشد .
3 . مسئله تعارض بين دو ضرر ، در حق يك نفر يا در حق دو نفر ؛ كه به دو مسئلهى قبلى ارتباطى ندارد ، و ان شاء اللَّه حكم آن در تنبيه نهم خواهد آمد .
و تعجب از شيخ انصارى قدس سره است كه در كتاب « فرائد » « 1 » اين مسائل سه گانه را در يك عبارت واحد جمع كرده است ، ولى در رسالهاى كه در ملحقات مكاسب به چاپ رسيده ، بينشان فرق قائل شده و مسئلهء اوّل و دوم را در تنبيه چهارم « 2 » ، و مسئلهء تعارض
هامش
( 1 ) . قاعدة لا ضرر واليد والصحة ( فرائد الأصول ) ، ج 2 ، ص 538 : « . . . ثم إنه قد يتعارضالضرران بالنسبة إلى شخص واحد أو شخصين . . . » .
( 2 ) . شيخ انصارى ، در « رسائل فقهية » ، ص 122 : « [ التنبيه ] الرابع ؛ إنّ مقتضى هذه القاعدةأن لا يجوز لأحد إضرار إنسان لدفع الضرر المتوجّه . . . » .