فهذه جملة من اصول عقيدته الّتي عليها الآن جماهير اهل الامصار الاسلامية و الذي من جهر بخلافها اريق دمه « 1 »
و اين جملهاى است از اصول عقائد اشعرى كه امروز در تمام دنياى اسلام جارى و نافذ مىباشد و هر كس بر خلاف آن اظهارى كرد اعدام مىشود .
يك نظر اجمالى در علم كلام اشاعره
در علم كلام اشاعره سه رقم يا سه گونه مسائل وجود دارد :
1 - مسائل خالص فلسفه ،
2 - مسائلى از فلسفه كه متكلمين آنها را مخالف مذهب قرار ميدهند .
3 - مسائل خالص اسلامى .
اما قسم اول و آن هيچ مربوط بعلم كلام نيست ، قسم دوم هم در حقيقت خارج از علم كلام و از آن مجزا مىباشد ، زيرا مسائلى كه مخالف مذهب شناخته شدهاند در حقيقت آنها را سر و كارى با مذهب نيست ، باقى ميماند مسائل خالص اسلامى .
در ميان اين مسائل ، مسائلى كه اختصاصى اشعريه است و ما آنها را در بالا نقل كرديم در اثبات آن مسائل اگر چه امام غزالى و فخر رازى كوششهاى وافرى نمودهاند ، ليكن مسائل مزبور يك چنين مسائلى بوده كه در اثبات آنها هر اندازه كوششى كه ميشده تمام برايگان ميرفته است . انصاف بدهيد كه اين گونه پندارها كه :
خدا تكليف ما لا يطاق مىكند ، مسببات مبتنى بر اسباب نيستند ، جسم شرط حيات نيست ، از سحر و جادو آدمى الاغ و الاغ آدمى ميگردد » چگونه ممكن است آنها را بثبوت رسانيد و كه ميتواند از عهدهء اين كار برآيد ؟ .
بقيهء مسائلى كه در آنها گوئى تمام فرق اسلامى با هم شريك و متحدند يعنى اثبات بارى ، توحيد ، نبوت ، قرآن كلام الهى بودن ، اثبات معاد . اين مسائل را چگونه و بچه طريق با دلائل عقلى ثابت كردهاند ، ما به جهت نمونه بعضىها را كه عمده هستند با دلائل آنها ذيلا نقل ميكنيم :
وجود بارى - و آن دليلش اينست كه عالم حادث است و هر چه حادث است
هامش
( 1 ) مقريزى جلد دوم صفحهء 360 ( مؤلف )