امضاء ميكرد و ميگفت :
بروز حشر اگر پرسند خسرو را چرا كشتى * چه خواهى گفت قربانت شوم تا من همان گويم
بهر حال علامهء موصوف بمصر گريخت و در حماة اقامت گزيد و بعد از آن بدمشق رفت و در مدرسهء عزيزيّه منصب تدريس يافت ، ليكن زمانه ناسازگار بوده پس از چند روز معزول شد و خانهنشين گرديد و در همين حالت درگذشت .
تصنيفات او زيادند ، در تصانيف فلسفى اكثر بر ارسطو رد مىكند ولى نه بشيوهء امام رازى از روى بىاحتياطى بلكه جاهائى را اعتراض مىكند كه واقعا قابل اعتراض ميباشند . در علم كلام اگر چه پيشرو اشاعره است ليكن بعضى موارد از آنها انتقاد و خردهگيرى هم مىكند .
از كتابهاى مشهور او در علم كلام عبارتند از : دقائق الحقائق ، رموز الكنوز ، ابكار الافكار « 1 » .
بعد از علامهء آمدى ديگر كسى بدين رتبه و مقام نيامد كه قابل ذكر باشد .
قاضى عضد ، علامهء تفتازانى و غيره كتابهاى كلانى در علم كلام نوشتهاند و قسمتهائى از همان كتابها هم امروز داخل دروس نظاميه « 2 » و سرمايهء فضل و كمال علماى فعلى ما ميباشند ، ليكن اولا آنچه كه هست خوشهچينى از امام رازى و آمدى است « 3 » و ديگر بقدرى مسائل خالص فلسفه را در اين كتابها داخل كردهاند كه بين فلسفه و كلام نميشود فرق گذاشت . علامهء ابن خلدون در مقدمهء تاريخ خود راست گفته است :
و لقد اختلطت الطريقتان عند هؤلاء - المتاخرين و التبست مسائل الكلام بمسائل الفلسفة بحيث لا يتميز احدا لفنين من الآخر و لا يحصل عليه طالبه من كتبهم .
متأخرين بقدرى دو طريقه را در هم آميختند كه فلسفه و كلام بهم مشتبه شده بطورى كه نميتوان دو طريقه را از يكديگر تميز داد و در نتيجه محصلين نميتوانند از اين كتابها علم كلام بياموزند .
هامش
( 1 ) حالات مفصل علامه آمدى در ابن خلكان ، طبقات الاطباء ، طبقات الشافعيه مذكور است . ( مؤلف )
( 2 ) يكى از مدارس قديمهء هند است ( مترجم )
( 3 ) آنچه از آن تاريخ تاكنون در اين فن نوشته شده اقتباس از قدما و تكرار مطالب آنهاست ( مترجم )