اينجا دو عقيدهء مختلف وجود دارد : مذهب متكلمين اينست كه نامهء اعمال فى الواقع كشيده مىشود تا در قيامت بر تمام حاضرين آشكار گردد كه اعمال كه خوب و اعمال كه بد است . ولى عقيدهء حكماى اسلام بر اينست كه « انسان هر كار نيك يا بدى كه مىكند در قلبش اثرى خاص پديد مىآيد و اين عمل هر قدر تكرار شد اثر مزبور زيادتر و عميقتر ميگردد تا اين حد كه ملكهء راسخهاى از نيكى يا بدى در قلب او پيدا مىشود و همين نامش كتابت اعمال است و چون هر فعلى ، اثرى كم يا زياد پديد مىآورد از اينرو هر فعل گوئى بمنزلهء يك نقش يا تحرير است » ( تفسير كبير سورهء رعد ) .
يا مثلا در تفسير اين آيت قرآن مجيد
« قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ »
( سورهء ابراهيم ) نوشته است كه مذهب اهل سنت و جماعت اينست كه نبوت منصبى است كه خدا بهر كه بخواهد عطا مىكند و هيچ لازم نيست كه در شخص نبى يك قوهء قدسى يا جنبهء اشراقى خاصى ممتاز از ديگران وجود داشته باشد . در مقابل آن اين راى حكماى اسلام را بيان نموده است كه « انسان تا وقتى كه بصفات روحانى و قدسى خاصى متصف نباشد پيغمبر نميشود » او اين نظريهء حكماى اسلام را به اين الفاظ شروع كرده :
و اعلم ان هذا المقام فيه بحث شريف دقيق و هوان جماعة من حكماء الاسلام الخ . يعنى بايد دانست كه در اين مقام بحثى است دقيق و نفيس و آن اينست كه حكماء اسلام الخ يا مثلا در تفسير اين آيهء قرآن مجيد
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ
( انعام ) او مسلك عامهء مفسرين را بيان نموده مىنويسد :
و للحكماء فى تفسير هذه الآية كلام عجيب . يعنى حكما در تفسير اين آيه بيانى كه كردهاند موجب شگفت و اعجاب است .
يا مثلا در تفسير اين آيه :
رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ
» ( سورهء آل عمران ) مىنويسد در قيامت به انسان از گمراهى و بدكارى خود ندامت و پشيمانى كه رو ميدهد حكماء اسلام همين را به عذاب روحانى تعبير ميكنند و ميگويند كه اين عذاب روحانى از عذاب جسمانى بمراتب سختتر و شديدتر است .
در بعضى موارد اين گروه ( حكماى اسلام ) را بارباب نظر و ارباب معقول تعبير