تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 57

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ٥٧
خمسين فى اصول الدين . از كتاب‌هاى فوق سه كتاب اوّلى از نظر ما گذشته‌اند . تصانيف فلسفيانهء او كه در آنها رد بر فلسفه است مثل شرح اشارات و مباحث مشرقيه ميتوان آنها را هم از لحاظى جزو علم كلام محسوب داشت . 4 - امام رازى اساس علم كلام را بر عقائد اشعرى بنيان نهاده با يك لجاجت « 1 » و يك‌دندگى از آن دفاع كرده كه حتى مسائلى از اشاعره كه محتاج تأويل بودند در آنها هم نيازى بتأويل باقى نگذاشته و در صحت آنها هزاران دليل اقامه كرده است . مثلا اشاعره قائل بودند كه انسان در افعالش عامل مؤثر نيست و مع ذلك براى خلاصى از جبر سرپوش « كسب » را روى آن گذاشته بودند . اين مرد آن سرپوش را هم برداشته صاف و پوست‌كنده مدعى جبر شده ، چنان كه در چندين جاى تفسير كبير تصريح به اين دعوى نموده و دلائلى بر آن اقامه كرده است . همينطور افعال خدا كه بدون مصلحت و حكمت بودن ، عقلى نبودن حسن و قبح ، مشروط نبودن حيات بجسم ، عدم اشتراط لون و جسم و جهت براى ديدن ، نبودن خاصيتى در هيچ شيء و بالاخره انكار سلسلهء سبب و مسبب در اشياء و غيره و غيره او در اثبات تمامى اين مسائل دليل‌ها اقامه كرده و همانها را مقياس يا حد فاصل بين اعتزال و سنيّت يعنى بر طريق سنت بودن قرار داده است ، چنان كه تمام كتب كلاميّه و تفسير كبير پر است از همين مباحث . حقيقت اينست كه اين مسائل بقدرى رواج عام پيدا كرده بودند كه اگر كسى آنها را انكار مينمود زندگى بر او غير قابل تحمل ميشده است . امام غزالى در الجاء العوام « 2 » اشاره به طرف اين مسائل كرده چنين مىنويسد :
هامش
( 1 ) نكته‌اى كه در اينجا بيادم آمده بىمناسبت نميدانم آن را به نظر خوانندگان برسانم : امام مشار اليه در كتاب اشارات ، بو على سينا را كه خداى منطق است در يك مسأله‌اى مربوط به منطق مورد حمله و اعتراض قرار داده خواجه شارح اشارات اينجا عصبانى شده شديدا به او حمله مىكند و ميگويد : « عجبا لهذا الرجل تمنطق مع الشيخ ! ! ! » ( مترجم ) ( 2 ) الجاء العوام صفحهء 39 . ( مؤلف )