تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 44

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ٤٤
هر قدر كه از حيث دست و بازو قوى بودند همان قدر دل و دماغ‌شان ضعيف بوده - است . از علوم مذهبى به كلى عارى بودند و بدين واسطه حصهء مذهبى كه جزو حكومت و آميخته با آن بود ناچار شدند كه از آن دست‌بردار گردند . آنها نه امامت ميتوانستند بكنند و نه خطبه ميتوانستند بخوانند و يا در يك مسأله يعنى مسئلهء مذهبى نميتوانستند اظهار نظر كنند و لذا حكومت مذهبى بدست فقها افتاد و روشن‌تر بگويم كه يك وقت اينطور بود كه در مسئلهء خلق قران مأمون الرشيد تمام علما را براى مناظره دعوت نمود مخصوصا با آنها شرط كرد كه اگر كسى از روى منطق و برهان عقلى مرا مجاب ساخت از عقيدهء خودم دست‌بردار خواهم شد . و زمان ديگر كار باينجا كشيد كه محمود غزنوى وقتى كه حنفيّه و شافعيّه را جمع كرد كه به منظور تحرّى حقيقت و تحقيق حق با هم مناظره كنند براى اينكه يك نفر در ميانه ثالث و حكم باشد مجبور شد كه يك نفر عيسائى عربىدان را دعوت نمايد ! ! غرض سلطهء اتراك سبب گرديد كه علم كلام رو بزوال نهاد . آزادى فكر دفعة پايان يافت و كوكب درخشان عقل و منطق افول كرده براى هميشه ناپديد گرديد ! !