به هرحال ، دفترى راجع به اين علم فراهم آمد و بانى آن امام ابو الحسن اشعرى قرار گرفت . از ميانهء تأليفات امام ابو الحسن اشعرى مقالات الاسلامييّن از نظر ما گذشته است و عبارات كتاب الابانه و غيره را ابن القيم در اجتماع الجيوش الاسلاميه نقل كرده است و ما آن را از اول تا آخر ديدهايم . در اين كتب عقائدى كه اهل سنت بر قرار كردهاند آنها را امام غزالى در ديباچهء احياء العلوم بنام قواعد العقائد شامل كرده است . بعد از امام غزالى امام رازى آن مسائل را زياده صاف و روشن ساخت و از بعد از امام رازى هر كه آمده خوشه چين خرمن آنها بوده است .
در علم كلام مزبور مسائل مهمّهء اساسى كه هستند - مسائلى كه در نزد اشعريها حد فاصل سنّت و اعتزال بشمار مىآيند . ما آنها را در اصل الفاظ غزالى و رازى و اشعرى در اينجا مىنويسيم :
1 - انه يجوز على الله سبحانه ان يكلف الخلق ما لا يطيقونه خلافا للمعتزله .
2 - ان لله عز و جل ايلام الخلق و تعذيبهم من غير جرم سابق و من غير ثواب لا حق خلافا للمعتزله .
3 - انه تعالى يفعل بعباده ما يشاء فلا يجب عليه رعاية الاصلح لعباده .
4 - ان معرفة الله سبحانه و طاعته واجبة بايجاب الله و شرعه لا بالعقل خلافا للمعتزلة .
5 - الميزان و هو حق و وجهه ان الله تعالى يحدث فى صحائف الا عمال و زنا .
جايز است بر خدا كه انسان را تكليف به عملى كند كه خارج از قوهء اوست .
حاصل اينكه ، خدا ميتواند بدون هيچ سابقهء جرم و بدون اجر و پاداش لا حقى مردم را شكنجه و عذاب كند .
خداى تعالى نسبت به بندگان خود هرچه را كه بخواهد مىكند و هيچ ضرور نيست آنچه را كه اصلح باشد رعايت نمايد .
شناسائى و اطاعت خدا واجب است ولى بموجب شرع نه از روى منطق و عقل .
ميزان حق است و جهتش هم اين است كه خدا در دفاتر اعمال وزن احداث مىكند .
تمامى اين عقائد با همين عبارات و الفاظى كه گفتيم در احياء العلوم غزالى مسطورند .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 47
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ٤٧