تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 46

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ٤٦
و بعدهم شاگرد امام الحرمين و غيره از آنها هم زياده نامور درآمدند و بواسطهء جلالت قدر و عظمت اين اشخاص تصانيف امام اشعرى در تمام دنيا اشاعت و انتشار پيدا نمود و علم كلام مرتّبهء آنها علم كلام تمام دنيا قرار گرفت . تا زمان امام اشعرى علم كلام مزبور آميخته با فلسفه نبود ، باقلانى مسائل چندى بر آن افزود ، مثل اينكه جوهر فرد ثابت است ، خلاء ممكن است ، عرض به عرض نميتواند قائم گردد ، عرض دو زمان نميشود باقى ماند . بعد از باقلانى امام الحرمين استاد غزالى كتاب مبسوطى در كلام نوشت و بعد آن را مختصر كرده نامش را ارشاد گذاشت . امام الحرمين در زمان خود شيخ الاسلام بود و از عراق گرفته تا عرب يعنى در عرب و عجم فتوايش جارى بوده و از اينرو تأليفاتش در هر جا اشاعت و انتشار داشته . « 1 » تا اين زمان در ميان محدثين و فقها منطق و فلسفه هيچ رايج نبود و بدين جهت اين علم كلام آنچه بود در رد و ابطال فرق اسلامى صرف بوده است كه آنها را اين اشخاص مبتدعه ميگفتند و اگر هم در رد غير مذهب يعنى مذاهب بيگانه چيزى نوشته ميشد در استدلال همان روايات و اسناد اسلامى پيش ميكردند . امام غزالى در المنقذ من الضلال چنين مىنويسد : ثم انى ابتدأت بعلم الكلام فحصلته و عقلته و طالعت كتب المحققين منهم و صنفت فيه ما اردت ان اصنف فصادفته علما وافيا بمقصوده غير و اف بمقصودى و انما مقصوده حفظ عقيدة اهل السنه و حراستها عن تشويش اهل البدعة و هذا قليل النفع فى جنب من لا يسلم سوى الضروريات شيأ اصلا . پس از آن من شروع بعلم كلام نمودم ، چنانچه آن را فرا گرفته و دانستم و كتب محققين را مطالعه كردم و خود من نيز كتابى را كه خواستم بنويسم نوشتم ، ليكن ديدم كه اين علم براى مرام و منظور خود كافى است اما براى آنچه كه من ميخواهم كفايت نميكند ، چه مرام او فقط اين است كه كه عقائد اهل سنت را از رخنه و دست‌اندازى اهل بدعت حفظ و حراست نمايد و اين در قبال آن كس كه جز بديهيات چيزى را قبول ندارد چندان مفيد و نافع نيست .
هامش
( 1 ) ابن خلدون در مقدمه شرحى در تاريخ علم كلام نوشته و اين مطالب و واقعات بيشتر از او مأخوذ است . ( مؤلف )