با اهل كتاب و فلاسفه اكثر مناظراتى كرده و شكستشان داده است . قوهء تقرير و بيان او عدهء زيادى را در خراسان به راه راست آورد . « 1 »
اسم ابو بكر اصم عبد الرحمن بن كيسان است . از حالات او چندان بر ما معلوم نيست . در كشف الظنون ، تفسير او ذكر شده و امام رازى اكثر از تفسير او استشهاد مىكند .
قفال يكى از علماى مشهور است ، اسم تمام او محمد بن على بن اسماعيل است ، در تفسير ، حديث ، فقه و همچنين در علوم ادبى از ائمه بشمار مىآمد ، علامه ابن السبكى در طبقات كبرى مىنويسد : « كان اماما فى التفسير ، اماما فى الحديث ، اماما فى الكلام ، اماما فى الاصول ، اماما فى الفروع » معنى آنكه او در تفسير ، حديث ، كلام ، اصول و فقه امام بود . علامهء موصوف اقوال ديگرى از بسيارى از محدثين در شأن او نقل كرده - است . قفال معاصر امام ابو الحسن اشعرى است و امام اشعرى فقه را پيش او خوانده - است . در سال 365 هجرى درگذشت . يك مطلب جالب توجه اين است كه او تفسيرى مطابق اصول عقلى نوشت و لذا عامه دربارهء او سوء ظن پيدا كرده نسبت اعتزال بوى دادند ، ليكن اشكال سر اين بود كه تمام شافعيّه او را امام وقت ميدانستند و لذا ناچار بتاويل شده گفتند كه در ابتدا معتزلى بوده و بعد اشعرى شده است . چنان كه در اين خصوص روايتى از ابن عساكر منقول است . « 2 »
از ابو سهل صعلوكى يكى راجع به اين تفسير سؤال كرد ، در جواب گفت او هم مقدس است و هم نجس ، نجس از اين جهت است كه مذهب اعتزال را تأييد كرده است .
قرن پنجم
در سدهء پنجم هر چند بواسطهء عوامل و اسباب چندى كه شرح آن جلو خواهد آمد انحطاط و زوال علم كلام شروع شده بود ، مع هذا يك عده متكلمين زبر دست گذشتهاند كه در ميان آنها ابو الحسن محمد بن
هامش
( 1 ) شرح ملل و نحل ذكر قفال . ( مؤلف )
( 2 ) طبقات الشافعيه ، ذكر قفال . ( مؤلف )