وقايعنگار دربارى شرحى كه راجع به مأمون نوشته از اين قرار است :
و جالس المتكلمين و قرب اليه كثيرا من الجدليين و النظارين كابى الهذيل و ابى اسحاق ابراهيم بن سيار النظام و غيرهم ممن وافقهم و خالفهم و الزم مجلسه الفقهاء و اهل المعرفة من الادباء و اقدمهم من الامصار و اجرى عليهم الارزاق فرغب الناس فى صنعة النظر و تعلموا البحث و الجدل و وضع كل فريق منهم كتبا ينصر مذهبه و يؤيد بها قوله .
مأمون مصاحبت متكلمين را اختيار نموده و اكثر ارباب مناظره و جدل مثل ابو الهذيل و ابى اسحاق ابراهيم بن سيار النظام و غيرها را مقرب خود گردانيد كه در ميان آنها بعضى با مأمون همعقيده بودند و بعضى مخالف . فقها و ادبا را داخل دربار نمود و از بلاد دور دست آنها را دعوت كرد و حقوق زياد براى آنها مقرر نمود و اين سبب شد كه مردم را به طرف مباحثه و مناظره رغبت پيدا شد و تعليم و تعلم علوم و فنون وسعت و بسط پيدا نمود و هر فرقهاى در تأييد مذهب خويش كتابهائى نوشت .
مأمون براى مناظرات علمى يك روز خاصى را در هفته مقرر نمود كه كيفيت آن را مورخ مسعودى چنين مىنويسد :
روزهاى سهشنبه علما و دانشمندان هر فرقه در آستان خلافت جمع ميشدند ، اطاق خاصى آراسته به فروش و مبلهاى عالى و نفيس براى آنها مهيا بود ، قبلا سفرهء غذا گسترده ميشد و بعد از صرف طعام وضو ميساختند ، آن وقت انواع عطريات و چيزهاى خوشبو مىآوردند و آنها به لباسهايشان ميزدند و بالاخره خود را مطيّب و معطّر ساخته به دار المناظره ميرفتند . مأمون ايشان را نزديك خود جا ميداد و مناظره شروع ميشد . در مناظره حاكمى و محكومى و روشنتر بگويم آقا و نوكرى هيچ در كار نبود بلكه حضار با نهايت آزادى بحث و گفتگو ميكردند و هنگام غروب مجلس ختم ميشد » .
بواسطهء جلوگيرى هارون الرشيد كه در بالا اشاره شد مخالفين اسلام شهرت داده بودند كه اسلام نه از روى دلايل بلكه به زور شمشير ميتواند اشاعت و انتشار يابد .
مأمون براى رفع اين شبهه مجلس مناظرهء بزرگى منعقد ساخت و از تمامى بلاد و جوانب و اطراف علماى هر مذهب و ملت را دعوت نمود ، از جمله پيشواى اعظم مجوسيان
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 34
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ٣٤