كه هر يك از آيات مورد بحث را جداگانه جواب بگويم و يا براى رفع تمامى شبهات بيك جواب اجمالى اكتفا نمايم ، معترض شق دوم را اختيار نمود . ابو الهذيل گفت :
اولا اين مطلب مسلم است كه رسول اللّه ( ص ) از شريفترين خاندان عرب بود و ديگر در فصاحت و زبان دانى وى جاى هيچ حرف نبوده است و در اينهم شك نيست كه قريش در تكذيب و نكتهچينى و اعتراض به آن حضرت هيچ جنبهاى را فروگذار نكردند ، حال غور كنيد كه اهل عرب همه نوع اعتراض بر آن حضرت نموده ليكن بر ضد زباندانى وى يا متناقض بودن آيات با هم ، شنيده نشده كسى چيزى گفته باشد .
وقتى كه آن روز مردم اين اعتراض را نكردهاند امروز كدام شخص ميتواند چنين اعتراضى بكند « 1 » .
اين اعتراضات راجع به قرآن در شرح مواقف و غيره مذكور مىباشد ليكن جوابى كه داده شده بايد دانست كه آن كافى نيست .
شاه ولى الله علامهء شهير در فوز الكبير مىنويسد كه قرآن مجيد پابند قواعد مقررهء كسائى و فرّاء نيست و اين اشاره بجوابى است كه ابو الهذيل داده .
در آن زمان صالح بن قدوس يك عالم مجوسى مشهور بوده است ، اين مرد قائل بود كه مادهء كائنات دو چيزند ، نور است و ظلمت و اينها هر دو ضد يكديگرند و از امتزاج آنها عالم خلعت هستى يافته است . بين ابو الهذيل و صالح سر اين مسأله مناظره در گرفت . ابو الهذيل پرسيد كه امتزاج از اين دو ، شيئى است جداگانه و يا يك چيز است ؟ صالح جنبهء دوم را اختيار نمود ، ابو الهذيل گفت دو چيز كه بين آنها ضديت است خود چگونه بهم مىآميزند « 2 » و لا بد ثالثى آميزنده ميخواهد كه آنها را بهم بياميزاند و همان واجب الوجود يا خداست .
يكدفعه صالح در مناظره مجاب گرديد ، ابو الهذيل گفت اكنون چه در نظر دارى ؟ آيا اسلام قبول ميكنى ؟ صالح گفت خير ، من با خدا استخاره كردهام و بعقيدهء خود باقى هستم و معتقدم كه خدا دوتاست ابو الهذيل گفت استخارهاى كه
هامش
( 1 ) شرح ملل و نحل ( مؤلف ) .
( 2 ) شرح ملل و نحل ( مؤلف ) .