جسته در ابن خلكان ، درر و غرر و شرح ملل و نحل مذكور ميباشند و بايد دانست كه در مناظرات ابو الهذيل مثل امروز صرف زبانآورى و لفاظى نبوده بلكه معنى و اثر هم داشته است ، چنان كه از اثر كلام و تقريرات او اكثر ملاحده و مخالفين مذهب عقائد خود را رها ميكرده و مسلمان ميشدند .
ابن خلكان مىنويسد كه يكدفعه عدهاى از مجوسيان براى مناظره نزد ابو الهذيل آمدند و او همهشان را مجاب ساخت ، يك نفر در ميان آنها ميلاس نام يك نفر مجوس در همان وقت اسلام آورد . يكى از تأليفات ابو الهذيل موسوم به ميلاس بنام همين شخص نوشته شده است . در شرح ملل و نحل مذكور است كه سه هزار نفر بدست او اسلام آوردهاند . در دربار مأمون الرشيد هر قدر از علماى كلام كه بودند پيشرو تمام آنها مخصوصا ابو الهذيل و نظام بوده ، « 1 » از طرف دولت براى ابو الهذيل شصت هزار درهم سالانه مقرر بوده است ، ليكن اين مرد تمامى اين مبلغ را صرف اهل علم مينمود « 2 » .
ابو الهذيل علاوه بر علوم عقلى در فنون ادب هم تبحّر داشته است ، چنانچه يكدفعه در دربار مأمون بين او با ثمامه بن اشرس يكى از ادباى نامى دربار صحبت ادبى در گرفت ، در اثناء گفتگو ثمامه را بنام تنها خطاب ميكرد در صورتى كه نامبرده از فضلاى عالىمقامى بود كه حتى مأمون او را هميشه بلقب خطاب مينمود . ثمامه روى اين رنجيده ولى خود او ميگويد كه وقتى كه ديدم ابو الهذيل هنگام ذكر مدرك و سند هفتصد شعر عربى از حفظ خواند بىاختيار به او گفتم آقاى عزيزم مرا بنام بخوانى يا بلقب براى تو همگى جائز و برازنده است « 3 » .
ابو الهذيل مناظراتى دارد كه بعضى از آن در اين موقع قابل ذكر مىباشد .
يكدفعه شخصى به ابو الهذيل گفت كه در قلبم راجع به قرآن شبهات چندى - است كه به هيچ وجه رفع نميشود : اولا آيات عديدهاى هستند كه با هم متناقض ميباشند .
و ديگر در بعضى آيات غلطهاى نحوى وجود دارد ابو الهذيل گفت آيا ميخواهى
هامش
( 1 ) مسعودى در اين باب چنين مىنويسد : و قرب اليه كثيرا من الجدليين و النظارين كابى الهذيل و ابى اسحاق ابراهيم بن سيار النظام ( مؤلف )
( 2 ) شرح ملل و نحل ( مؤلف )
( 3 ) شرح ملل و نحل ( مؤلف )