تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 26

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ٢٦
يعنى منطق بوده اين فن نيز به همان اسم خوانده شد ، چه اينكه منطق و كلام معنا مرادف هم ميباشند .

مخالفت با علم كلام

بعد از ظهور علم كلام محدثين و علماى ظاهر جدّا با آن مخالف شدند . امام شافعى ، امام احمد حنبل ، سفيان ثورى و اكثر محدثين آن را حرام شمردند . امام غزالى در كتاب احياء در ذكر عقائد مىنويسد : و الى التحريم ذهب الشافعى و مالك و احمد بن حنبل و سفيان و جميع اهل الحديث من السلف . يعنى شافعى ، مالك ، احمد حنبل ، سفيان و تمامى محدثين سلف قائل بحرمت آن هستند . امام شافعى فتوى داده بود كه اهل كلام را بايد با درّه تنبيه كرد . امام احمد بن حنبل ميگفت كه اهل كلام زنديقند . اين گونه عقائد و آراء در كلمات اكثر ائمهء اسلام اگر چه در ازمنهء بعد به نظر تعجب ديده ميشد تا اين حد كه امام رازى در تفسير كبير و نيز در مناقب الشافعى ناچار شده آنها را تأويل يا انكار كند ، ليكن حقيقت اينست كه تمام اينهائى كه رخ داده مقتضاى اوضاع و احوال بوده است . توضيح اينكه در قرنهاى اوليه اكثر علما يك فنّه بوده يعنى هر كدام در رشتهء خاصى يد داشتند . ائمهء نحو از فقه بىاطلاع بوده و فقها با حديث كم سر و كار داشتند و محدثين بعلوم عقلى آشنا نبودند . علم كلام كه اختراع شد هزاران اصطلاح فلسفه در آن داخل بوده و بيچاره محدثين اين اصطلاحات را شنيده نتوانستند بين علم كلام و فلسفه تفريق كنند و هر يك را از ديگرى تميز بدهند و چون فلسفهء يونان را اينها از اول بد ميدانستند علم كلام را هم با آن شريك حال و هم رديف خيال كردند . چنان كه از قول محدثين بطور عام اين روايت‌ها منقول است كه « هر وقت از كسى لفظ جوهر ، عرض ، ماده ديديد استعمال مىكند بدانيد كه او گمراه است » عبارت ذيل ابن السبكى اين مدعاى ما را كاملا تصديق مينمايد :
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 26 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني