انصارى ميگفت كه اهل سنت و جماعت نظرشان به بسط قدرت خدا رفته و معتزله بتعظيم و مبرا از عيوب بودن خدا نظر دارند و اگر بغور ملاحظه شود هر دو به قدرت و جلال و قدّوسيّت خدا معترف ميباشند ، چيزى كه هست يكى به راه غلط رفته و ديگرى صائب الرأي درآمده است »
منحصر بمتأخرين نيست شما با تفحص و غور زياد خواهيد دريافت كه در ميان قدماء محدثين هم از اين قبيل اشخاص روشن فكر زياد بودهاند تا اين حد كه ببسيارى از آنها نسبت قدريه و معتزله داده شده است .
ثور بن زيد ديلى ، ثور بن يزيد حمصى ، حسان بن عطيه ، حسن بن زكوان ، داود بن حصين ، زكريا بن اسحاق ، سالم بن عجلان ، سلام بن مسكين ازدى ، سيف بن سليمان مكى ، شبل بن عباد مكى ، شريك بن عبد الله ، عبد الله بن عمرو ، عبد الله بن ابى لبيد ، عبد الله بن ابى انجع ، عبد الاعلى بن عبد الاعلى ، عبد الوارث بن سعيد تنورى ، عطاء بن ابى ميمون ، عمر بن ابى زايده ، عمران بن مسلم قيصر ، عمير بن هانى - الدمشقى ، عوف الاعرابى بصرى ، محمد بن سوار البصرى ، هارون بن موسى الاعور ، هشام بن عبد الله دستوائى ، يحيى بن حمزة الحضرمى « 1 » تمامى اين بزرگان را حافظ بن حجر در مقدمهء فتح البارى جزو قدريه « 2 » محسوب داشته است .
علامه ذهبى در شرح احوال خصوص حفاظ حديث كه از اركان فن حديثند و تحقيق و تنقيد احاديث بر آنها دور مىزند كتابى در چهار جلد كلان موسوم بتذكرة - الحفاظ نوشته كه حاليه طبع و نشر شده است . در اين كتاب بسيارى از علماء معتزله نام برده شده كه نام چند تن از مشاهير آنها بقرار زير است :
عطاء بن يسار ، سعيد بن ابى عروبه ، قتاده بن دعامة ، هشام دستوائى ، سعيد بن ابراهيم ، محمد بن اسحاق امام المغازى ، سمان . در اين ميانه نسبت به عطاء بن يسار ، قتاده ، هشام ، سعيد امام احمد بن حنبل و غيره از ائمهء حديث تصريح كردهاند كه در فن حديث بىنظير بوده و امام وقت بشمار مىآمدهاند .
هامش
( 1 ) رجوع شود به مقدمهء فتح البارى ، شرح صحيح بخارى تأليف حافظ بن حجر چاپ مصر صفحهء 460 ( مؤلف )
( 2 ) چنين به نظر مىآيد كه در نزد محدثين لفظ قدريه اكثر بر معتزله اطلاق مىشود و به همين جهت است كه محدث سمعانى در « كتاب الانتساب » نظام را قدريه نوشته است و مبنى بر همين است كه ابن قتيبه در « كتاب المعارف » مطلقا نام معتزله نبرده بلكه بجاى آن قدريه استعمال كرده است ( مؤلف )