تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 21

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ٢١
بسيارى از محدثين از ابو حنيفه بدين جرم در خشم بودند كه او قائل است كه اعمال جزء ايمان نيست .

كم شدن تعصب در دوره‌هاى بعد

اين سوء تفاهمات و غلطفهمىها تا يك مدت جريان داشت ولى بعد رفته رفته اين حالت تبديل يافت و هر چند بنيادهاى اوليه منهدم نگرديد ، اما اين قدر شد كه در ظرف مدت پنج شش قرن اين مسأله در عقائد جزء مسلمات گرديد كه « لا نكفر احدا من اهل القبلة » يعنى ما هيچ‌يك از اهل قبله را ( كه در آن احزاب و فرق زيادى داخلند ) كافر نميدانيم . يا زمانى بود كه محدث ابن حيان يكى از ائمهء بزرگ فن حديث فقط براى اين مجبور به جلاء وطن گرديد كه دربارهء خدا گفته بود كه او محدود نيست « 1 » و يا اين حالت است كه ائمهء بزرگ فن ، عظمت و شان خدا را مخصوصا به همين لفظ ادا ميكنند . تا زمان قدماء محدثين گفتن اينكه خدا همه جا هست مذهب فرقهء جهميهء بخصوص شناخته ميشد ، چنان كه ابن القيم در كتاب « اجتماع الجيوش الاسلاميه » اقوال اين محدثين را از تأليفات خود آنها بكثرت نقل كرده است ، ليكن حاليه تقريبا تمام مسلمانهاى دنيا بر همين عقيده‌اند فرقهء مرجيه در نزد محدثين فرقهء گمراهى شناخته ميشد و حتى شهادتشان مقبول نبود ، ليكن رفته رفته پايهء افكار به جائى رسيد كه علامهء ذهبى در ميزان الاعتدال اين الفاظ را ناچار شده بنويسد : قلت الارجاء مذهب لعدة من اجلة العلماء لا ينبغى التحامل على قائله گفتم كه ارجاء مذهب عدهء از علماء عاليمقام است و تعرض بر قائلين آن سزاوار نيست محدث خطابى كه كتاب معالم السنن او در فن حديث از نوادر كتب شمرده مىشود و اقوال زيادى از او امام بيهقى در كتاب الاسماء و الصفات سندا نقل مىكند در اين باب چنين فيصله كرده است :
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال ذكر محمد بن حيان ( مؤلف )
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 21 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني