عبد الرحمن مهدى لو رايت رجلا على الجسر و بيدى سيف يقول القرآن مخلوق ضربت عنقه اگر شخصى را روى جسر ببينم كه ميگويد قرآن مخلوق است و در دست من شمشير باشد هرآينه گردنش را ميزنم
بعضى محدثين كه امام بخارى را هم شامل است در اين مسأله اين تفريق را قائل شده كه از قرآن تلفظى كه مىشود آن تلفظ مخلوق و حادث است ، ليكن محدثين با اينهم شديدا مخالف بودند . ذهلى كه استاد امام بخارى بود و در صحيح بخارى احاديث زيادى بروايت از او مذكورند وقتى كه اين قول امام مشار اليه را شنيد بطور عام حكم داد كه هر كس بگويد كه « لفظى بالقرآن مخلوق » حق ندارد در مجلس ما ورود كند ، چنان كه همين واقعه را حافظ بن حجر در شرح بخارى بتفصيل نوشته - است . ابن شداد در يكى از نوشتجات خود نوشته بود كه « لفظى بالقرآن مخلوق » و آن را به امام احمد بن حنبل اظهار داشتند او اين قسمت را مخصوصا با دست خود بريد و گفت قرآن در هر صورت غير مخلوق است . « 1 » ابو طالب گفته بود كه امام احمد بن حنبل تلفظ كردن قرآن را مخلوق ميداند ، امام مشار اليه كه اين را شنيد از شدت غضب بر خود لرزيد و ابو طالب را خواست و او را از اين نسبتى كه به او داده بود سخت بازخواست نمود . « 2 »
اين بود حال اين فرقه و اما كيفيت طرف ديگر و آن اينست كه تمام معتزله قول بقدمت قرآن را كفر ميشمردند تا اين حد كه مثل مأمون خليفهء دانشمند و عادلى در زمان خود محدثين بزرگ بزرگ را بجرم اين عقيده سزاهاى سخت داده و در صورت عدم توبه حكم داد اعدامشان كنند .
منحصر بيك مسأله نيست ، هزاران مسأله بوده كه فريقين سر آنها با همين شدت غلو داشته و معاندهم بودهاند . قاضى شريك شهادت امام ابو يوسف شاگرد امام حنيفه را براى اين قبول نداشت كه او نماز را داخل در حقيقت ايمان نميداند « 3 » و
هامش
( 1 ) كتاب الاسماء و الصفات بيهقى صفحهء 198 ( مؤلف )
( 2 ) كتاب الاسماء و الصفات صفحهء 98 ( مؤلف )
( 3 ) ميزان الاعتدال تذكرهء قاضى ابو يوسف ( مؤلف )