اختلاف سوم مبنى بر اين بوده كه آيا اعمال جزو ايمانست يا نه ؟ و چون در اكثر احاديث راجع به حياء وارد است كه « انه من الايمان » محدثين چنين تصور كردند كه در حقيقت ايمان اعمال هم داخل است ، ليكن اهل نظر كه امام ابو حنيفه پيشرو آنهاست در اين قسمت اختلاف كرده بين اعتقاد و عمل تفريق قائل « 1 » شدهاند ، محدثين اسم اين فرقه را مرجيه گذاردهاند . چنان كه امام مشار اليه را هم بسيارى از محدثين بنام مرجيه خواندهاند .
اختلاف چهارم در اصل اختلافى است كه ميتوان آن را اختلاف حقيقى گفت ، چه در اينجا حدود ارباب ظاهر و اهل نظر به كلى از هم متمايز و جدا مىشود .
اصل الاصول اين اختلاف آنست كه بين عقل و نقل كدام يك را بر ديگرى مزيت و رجحان است ، يا اينكه حدود عقل و نقل چيست ؟ بايد دانست كه تمامى اشاعره نقل را ترجيح ميدهند و معتزله عقل را و روى اين ، عقائد تفصيلى كه قائم گرديده بعضى از آنها بدين قرار است :
اشعريه - هيچ چيز فى نفسه خوب يا بد نيست شارع هر چه را گفت خوبست خوب مىشود و هر چه را بد گفت بد مىشود .
اشعريه - خدا ميتواند حكم به امر محال بدهد و ميدهد .
اشعريه - عدل بر خدا ضرورى نيست .
اشعريه - خدا در عوض عبادت ميتواند عذاب بدهد و بجاى گناه انعام و اگر اينطور كرد بىانصافى نيست . « 2 »
معتزله - هر شيئى از نخست خوب يا بد - است . شارع آن چيز را خوب ميگويد كه فى نفسه خوب بوده است و آن چيز را بد ميگويد كه فى الواقع بد مىباشد
معتزله و حنفيه - خدا بر امرى كه محال - است نميتواند حكم بدهد
معتزله - ضروريست
معتزله - هيچوقت چنين نتواند كرد و اگر كرد ظلم و بىانصافى است .
غلو و شدت در اختلاف عقائد
در پديد آمدن اين اختلافات هيچ جاى تعجب نيست ، زيرا همانطور كه در بالا گفتيم عوامل و اسباب قدرتى متعدد براى اختلاف موجود بوده ليكن تأسف در اينجا است كه هر فرقه
هامش
( 1 ) توضيح اينكه يك نفر كه اصول ديانت اسلام را قبول دارد و به آن معتقد است ولى در اعمال سهل انگارى مىكند به اين معنى كه نماز نميكند و روزه نميگيرد ، بنابراين طريقه اين آدم را نميشود بىدين گفت . ( مترجم )
( 2 ) اين عقائد اشعريه با همين صراحت در شرح مواقف و غيره مذكورند ( مؤلف )