تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 18

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ١٨
اختلاف سوم مبنى بر اين بوده كه آيا اعمال جزو ايمانست يا نه ؟ و چون در اكثر احاديث راجع به حياء وارد است كه « انه من الايمان » محدثين چنين تصور كردند كه در حقيقت ايمان اعمال هم داخل است ، ليكن اهل نظر كه امام ابو حنيفه پيشرو آنهاست در اين قسمت اختلاف كرده بين اعتقاد و عمل تفريق قائل « 1 » شده‌اند ، محدثين اسم اين فرقه را مرجيه گذارده‌اند . چنان كه امام مشار اليه را هم بسيارى از محدثين بنام مرجيه خوانده‌اند . اختلاف چهارم در اصل اختلافى است كه ميتوان آن را اختلاف حقيقى گفت ، چه در اينجا حدود ارباب ظاهر و اهل نظر به كلى از هم متمايز و جدا مىشود . اصل الاصول اين اختلاف آنست كه بين عقل و نقل كدام يك را بر ديگرى مزيت و رجحان است ، يا اينكه حدود عقل و نقل چيست ؟ بايد دانست كه تمامى اشاعره نقل را ترجيح ميدهند و معتزله عقل را و روى اين ، عقائد تفصيلى كه قائم گرديده بعضى از آنها بدين قرار است : اشعريه - هيچ چيز فى نفسه خوب يا بد نيست شارع هر چه را گفت خوبست خوب مىشود و هر چه را بد گفت بد مىشود . اشعريه - خدا ميتواند حكم به امر محال بدهد و ميدهد . اشعريه - عدل بر خدا ضرورى نيست . اشعريه - خدا در عوض عبادت ميتواند عذاب بدهد و بجاى گناه انعام و اگر اينطور كرد بىانصافى نيست . « 2 » معتزله - هر شيئى از نخست خوب يا بد - است . شارع آن چيز را خوب ميگويد كه فى نفسه خوب بوده است و آن چيز را بد ميگويد كه فى الواقع بد مىباشد معتزله و حنفيه - خدا بر امرى كه محال - است نميتواند حكم بدهد معتزله - ضروريست معتزله - هيچ‌وقت چنين نتواند كرد و اگر كرد ظلم و بىانصافى است .

غلو و شدت در اختلاف عقائد

در پديد آمدن اين اختلافات هيچ جاى تعجب نيست ، زيرا همانطور كه در بالا گفتيم عوامل و اسباب قدرتى متعدد براى اختلاف موجود بوده ليكن تأسف در اينجا است كه هر فرقه
هامش
( 1 ) توضيح اينكه يك نفر كه اصول ديانت اسلام را قبول دارد و به آن معتقد است ولى در اعمال سهل انگارى مىكند به اين معنى كه نماز نميكند و روزه نميگيرد ، بنابراين طريقه اين آدم را نميشود بىدين گفت . ( مترجم ) ( 2 ) اين عقائد اشعريه با همين صراحت در شرح مواقف و غيره مذكورند ( مؤلف )