با فرقهء ديگر در هر مسألهاى كه اختلاف داشته همان را حد فاصل اسلام و كفر قرار ميداده است . مثلا از جمله مسائل اختلافيه يكى هم اين بود كه كلام الهى قديم است يا حادث ، معتزله ميگفتند كلام كه از صفات قديمهء خداست قديم است اما الفاظ و عباراتى كه بر آن حضرت نازل شده مخلوق و حادثند « 1 » محدثين ميگفتند كه كلام در هر حال قديم است . با دقت زياد حاصل اين دو تا يكى معلوم مىشود ليكن هر يك از دو فريق مسئلهء مزبور را حد فاصل قاطع كفر و اسلام قرار دادهاند . امام بيهقى در كتاب اسماء و صفات روى اين مبحث عنوان مستقلى قائم كرده « 2 » و ما در اينجا باستناد او اقوال چندى از محدثين در پايين نقل ميكنيم :
وكيع بن الجراح من زعم ان القرآن مخلوق فقد كفر كسى كه قائل شد كه قرآن محدث است كافر است
يزيد بن هارون من زعم ان كلام الله مخلوق فهو و الذي لا إله الا هو عندي زنديق كسى كه عقيده داشت كه كلام خدا مخلوق - است قسم بخداى وحده لا شريك له كه او زنديق است
مزنى شاگرد شافعى من قال ان القرآن مخلوق فهو كافر كسى كه گفت كه قران مخلوق است پس او كافر است
امام بخارى نظرت فى كلام اليهود و النصارى و المجوس فما رايت قوما اضل فى كفرهم من الجهمية « 3 » و انى لاستجهل من لا يكفرهم كلام تمام يهود و نصارى و مجوس از نظرم گذشته و در ميان آنها قومى را گمراهتر از جهميه نديدهام و من آن آدم را كه جهميه را كافر نداند نادان و گمراه ميدانم
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال ذهبى ذكر داود ظاهرى ( مؤلف )
( 2 ) كتاب مذكور صفحهء 179 تا صفحهء 193 چاپ اللّهآباد ( مؤلف )
( 3 ) جرم اصلى جهميه اينست كه ميگفت قرآن حادث است ( مؤلف )