پديد آمدن فرق مختلف
اگر چه سياست يا مصالح كشور توجه زمامداران وقت را به طرف جبر و قدر معطوف داشته بود ، ليكن وقتى كه بنابر جهتى در افكار جنبشى پديد آمد قهرا آن افكار توسعه و بسط پيدا خواهد نمود ، كار به جائى رسيد كه دورهء بنى اميه سپرى نشده بود كه مسئلهء خلق قرآن ، تنزيه و تشبيه و بالاخره صفات بارى بميان آمد و بدين طريق در ظرف مدت خيلى كمى احزاب و فرق زيادى پيدا شدند ، در ملل و نحل و نيز در كتب عقائد حالات هر فرقه و معتقدات آنها جداگانه بتفصيل نوشته شده و ما نظر بضيق مكان به همين قدر اكتفا مىنمائيم .
در مطاوى بيانات بالا امورى كه قابل غور ميباشند عبارتند از :
1 - از لحاظ اختلافات اصولى تعداد اين فرقهها چيست ؟
2 - اين اختلافات تا كجا ميتواند سبب مغايرت و مباينت شده و تا چه حد اين عقيدتهاى مختلف ارتباط باصل اسلام دارد ؟
محققين اتفاق دارند كه اين كثرت تعداد فرق در حقيقت صحيح نيست . در اصل فرقهء چندى بيش نبوده و بعد ، از هر فرقه فرق زيادى پيدا شدهاند . در شرح مواقف فرق اصلى اسلام هشت فرقه ذكر شده است . شيعه - سنى - خارجى - مرجيه - نجاريه - معتزله - جبريه - مشبهه .
علامهء مقريزى در تاريخ مصر از اين عده هم كاسته و فقط پنج فرقه قرار داده - است كه عبارتند از : سنى - شيعه - معتزله - خارجى - مرجيه .
علامهء شهرستانى با دقت نظر زياد ، اختلافات را بر چهار اصل قرار داده است :
1 - اثبات و نفى صفات الهى .
2 - جبر و قدر .
3 - عقائد و اعمال .
4 - عقل و نقل .
اما اختلاف اول و آن از اينجا ناشى شده كه راجع به خدا الفاظى در قرآن آمده كه مخصوص بجسم و جسمانيات ميباشند مثل متمكن بودن بر عرش ، آمدن بصحراى