تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 15

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ١٥
كركى از صندوق‌خانه بيرون آمد . غيلان فرياد ميكرد آقايان ! پايهء ظلم را تماشا كنيد كه تودهء ناس بفاقه بسر مىبرند و فرمانرواى ما سى هزار جفت جوراب از كرك خالص موجود داشت . عمر بن عبد العزيز در سال 101 هجرى درگذشت و هشام بن عبد الملك بر مسند خلافت نشست . او عمليات غيلان را به چشم خويش ديده بود ، وقتى كه بر وى كار آمد غيلان را طلبيد و بجرم سركشى حكم داد دست و پايش را قطع كردند و اين مجاهد سرسخت ساكت ننشست و با شهامت و جسارت حرفهايش را ميزد « 1 » تا اينكه بجرم قيام بر ضد حكومت كشته شد . در اين زمان جهم بن صفوان قيام نمود و او بجرم امر معروف بقتل رسيد « 2 » ليكن اين خون بهدر نرفت ، مسأله عدل و امر بمعروف محكم ريشه دواند و آن بقدرى قوت گرفت كه جمعيت انبوهى كه بالاخره بلقب معتزله خوانده شدند آن را داخل در اصول اوليهء اسلام كردند . بايد دانست كه در ميان اصول پنج‌گانهء فرقهء معتزله دو اصل كه عبارت از عدل و امر بمعروف باشد آغازش از همينجاست . اين جماعت كارشان بالا گرفته و مرتبا جلو رفتند تا در سال 135 هجرى كه وليد بر تخت نشست شمارهء اين فرقه به هزارها رسيده بود ، تا به جائى رسيد كه از خود خاندان بنى اميه يزيد بن وليد همين مذهب را اختيار نمود . وليد وقتى كه بر سرير خلافت مستقر شد به هوسرانى و ميخوارگى پرداخت . يزيد اين را ديده علم مخالفت بر افراشت و هزاران معتزله به او پيوستند « 3 » و بالاخره وليد محصور گرديد و بقتل رسيد و بعد از قتل او يزيد بخلافت انتخاب شد و اين اول روزى است كه اعتزال بر اريكهء سلطنت جا گرفته است . ذكر اين نكته در اينجا قابل توجه است كه وقتى كه يزيد بر عليه وليد قيام نمود يكى از طرفداران او عمر بن عبيد بود كه از ائمهء بزرگ اعتزال بشمار مىآيد « 4 » .
هامش
( 1 ) تفصيل آن در شرح ملل و نحل مسطور است ( مؤلف ) . ( 2 ) تاريخ مصر از مقريزى جلد دوم 356 ( مؤلف ) . ( 3 ) مروج الذهب مسعودى ( مؤلف ) . ( 4 ) ملل و نحل شهرستانى ( مؤلف ) .