تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 14

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ١٤
تشكيل مىيافته مسلك سابقش را ترك گفته تشكيل يافته است .

اختلاف عقايد از مجراى سياست

اگر چه براى اختلاف عقائد تمام عوامل و اسباب فراهم بوده ليكن آغاز آن از سياست و پولتيك يا مقتضيات مملكتى بوده است . در زمان امويان چون بازار سفاكى رواج داشت قهرا در طبايع شورش پيدا ميشده ليكن هر وقت كلمهء شكايتى از زبان يكى درمىآمد طرفداران حكومت حواله بتقدير كرده به اين حرف او را ساكت و خاموش ميكردند كه « آنچه مىشود ، مقدر و مرضى خداست و نبايد هيچ دم زد » « آمنا بالقدر خيره و شره « 1 » » در زمان حجاج بن يوسف كه رب النوع جور و ستم بود معبد جهنى از كسانى بود كه صحابه را ديدار كرده و بسيار دلير و راستگو بود « 2 » . او در مدرس امام حسن بصرى حاضر ميشد . يك روز از امام پرسيد اينكه از طرف بنى اميه مسئلهء قضا و قدر را پيش ميكشند تا كجا اين حرف راست و درست است ، امام مشار اليه گفت اينان دشمنان خدا هستند و دروغ ميگويند . اين مرد از ابتدا كه از تعديات بنى اميه پر از طيش و قهر و غضب بود از حالا سر بطغيان برداشته و بالاخره مقتول گرديد « 3 » . بعد از معبد غيلان دمشقى اين مسلك را ترقى داد ، نامبرده غلام خليفه عثمان و بيك واسطه از محمد حنفيه تعليم گرفته بود . وقتى كه عمر بن عبد العزيز بخلافت رسيد نامهء به او نوشت و مظالم بنى اميه را در آن نامه با كمال آزادى شرح داد ، عمر او را بدربار خواند و خدمت حراج صندوق‌خانهء خلافت را به او واگذاشت ، اين مرد هنگام حراج عام اشياء و اسباب مزبور فرياد ميكرد كه اينها اموال و اشيائى هستند كه از مردم بظلم و جور گرفته شده‌اند . اگر چه تا آن وقت از زندگى سادهء اسلام هنوز چيزى باقى بوده است . مع هذا اسباب تجمل تا اين حد بسط پيدا كرده بود كه سى هزار جوراب
هامش
( 1 ) - مىنويسند يك روز معاويه در مقابل شكايات مردم از فقر و بينوائى اين آيه را در منبر خواند « و ان من شيئى الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا به قدر معلوم » و گفت در اين صورت چه شكايتى مردم از ما دارند . احنف بن قيس از ميان جمعيت بلند شد و گفت أيها الامير رزقى كه خدا بالسويه بين مردم تقسيم كرده شما در ميانه حايل شده‌ايد و نميگذاريد مقسومهء آنها به آنها برسد ( مترجم ) ( 2 ) - ميزان الاعتدال ذهبى ( مؤلف ) ( 3 ) - تاريخ مصر از مقريزى جلد دوم صفحه 352 ( مؤلف )
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 14 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني