ماها را تشكيل ميدهد . علم خداوند هم در امور ما علت نيست بلكه حضورى انكشافى - است و همينطور جريان دارد ، نه اينكه قبلا در لوح محفوظ بواسطهء قلم ثبت و ضبط شد و علم باريهم بدان نقوش گذشت با امتناع تخلف و لذا در اين عالم از دست ماها صادر مىشود حاشا و كلا نه چنين است . اين جبر محض و كفر است و منافى با دار تكليف ، بلكه مخالف همه چيز است . در رسالهء مزبور حديث اصول كافى را كه ميفرمايد : لا يكون شيء فى الارض و لا فى السماء الا بسبع - بقضاء و قدر و ارادة و مشية و كتاب و اجل و اذن . و معنى ان اللّه لا يرضى لعباده الكفر ، و معنى شاء اللّه ان يراك قتيلا و ارادهء شرب دواى مكروه و قطع يد ملذوع و چيزهاى ديگر را كه مثل زدم و شرح دادم بدقت اگر مطالعه شود قضيه كاملا روشن خواهد شد - در اينجا براى صدق مطالبم از باب مثال و نمونه پارهء كلمات بعضى از فحول علماى سلف و متأخرين را ذكر ميكنم كه هر يك در يك موضوعى چه نوشتند و اشكال بر آنها را كه نمودهام اشاره ميكنم تا منصفانه قضاوت شود . رسالهء محقق طوسى و محقق بهبهانى و ملا محسن فيض و غيره را كه در جبر و تفويض نوشته و در سال 1315 هجرى بضميمهء اثبات الوصيه على ابن أبي طالب 4 تأليف مسعودى با رسالههاى ديگر چاپ شده ملاحظه كنيد تا بدانيد چه گفتهاند . شهد اللّه من كه نفهميدم چه ميگويند و گمان ندارم بشوم چيزى استفاده كرد . يك قسمت اخير عبارت محقق فيض را در باب جبر و تفويض كه مقايسه مىكند ذكر ميكنم تا معلوم شود بين دو مثالى كه زده چقدر فرق دارد .
او مىنويسد ارادهء نفسى مثل وجود خود نفس انسانى از طرف خداوند ايجاد شده ، خداوند خلق مشيته و ارادهء كارهاى عبد را مىكند . و ما تشاءون الا ان يشاء اللّه را هم شاهد آورده است .
او نظير مىآورد و ميگويد همانطورى كه خداوند از قوهء باصره روشنائى را خلق كرد كه چيزها ديده مىشود و در سامعه قوهاى خلق كرده كه اصوات شنيده ميشوند همينطور خداوند در نفس انسانى علم و اراده را خلق مىكند تا كارهايش را انجام دهد و ميگويد :
از اينجا سر معنى قول خداوند آشكار مىشود كه ميفرمايد - و ما رميت اذ رميت و لكن اللّه رمى . منصفانه سؤال مىشود آيا ايجاد قوهء باصره و سامعه در انسان مثل ايجاد علم و اراده است ؟ آيا از چنين شخصى اينطور مقايسه و تعبير پسنديده است كه قوهء سامعه و باصره را كه ايجادش بالحس و العيان با خداست مثل علم و ارادهء نفسى بداند كه به اختيار
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة بحث و انتقاد 6
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صبحث و انتقاد ٦