خود انسان بلكه حيوان است ؟ هر كارى بخواهد مىكند و هر راهى بخواهد ميرود و بر عكس فاقد حس بصر و سمع كه قادر به ايجادش نيست . آرى گفتهاند امور اختيارى منتهى به اراده و اختيار است ولى نفس اختيار و اراده اختيارى ، نيست ، اين مطلب را در رسالهء مذكورهء فوق شرح دادهام مراجعه شود معلوم مىشود چگونه است در شرح اصول كافى روايتى از حضرت صادق ع نقل شده ميفرمايد : ان اللّه خلق الخلق فعلم ما هم صائرون اليه و امرهم و نهاهم فما امرهم به من شيء فقد جعل لهم السبيل الى تركه ، و لا يكونون آخذين و لا تاركين الا باذن اللّه - آخوند صدر الدين شيرازى در شرح اين رواية ميگويد :
انه صريح فى الجبر ، لان المراد باذن اللّه ايجابه و ايجاده شيء بتوسط فاعله المباشر له ، كما فى قوله تعالى و يبرأ الاكمه و الابرص باذنى . با اينكه معنى اذن و اجازهء خداوند عباد را در افعال تكوينا ارخاء عنان و واگذاشتنشان است به حال اختيارشان در كارهاى بد يا خوب مثل آيهء شريفه
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا
تا آخر ، اينجا مطلب به عكس است يعنى اگر خدا نخواهد و اجازه ندهد جبر است و هيچ چيز به حكم ما شاء اللّه كان و ما لم يشأ لم يكن واقع نميشود مثل حضرت ابراهيم و ذبح ولدش و احراقش كه در رسالهام گفتهام - حال آخوند چگونه اين عبارت را صريح در جبر ميداند معلوم نيست - باز آخوند صدر الدين در شرح اصول كافى از امام غزالى نقل مىكند و ميگويد چگونه بين شرع و توحيد جمع كنيم . توحيد ميگويد لا مؤثر فى الوجود الا اللّه يعنى هر چيز كه واقع مىشود - تمام از خداست . شرع ميگويد : افعال راجع به خود عباد است ، اگر خدا فاعل است پس چگونه عبد فاعل است و اگر فعل مال عبد است پس چگونه خدا فاعل است ، و حال آنكه مفعول واحد بين فاعلين غير معقول است و بعد ميخواهد بين اين دو قول جمع كند يك چارهجوئىهائى مىكند كه باعث تعجب است ، من جمله در آخر ميگويد :
و لاجل توافق ذالك و تطابقه نسب اللّه الافعال فى القرآن مرة الى الملائكه و مرة الى العباد و مرة الى نفسه . مثلا فرمود : اللّه يتوفى الانفس حين موتها - و فرموده أ فرايتم ما تحرثون و فرموده : انا صببنا الماء صبا ، تا آخر . شما تصديق ميكنيد كه موضوع جبر و اختيار در افعال عباد است كه آيا مجبورند يا مختار - نه در كارهائى كه در اين عالم از طرف غير عباد صادر مىشود - مثل اماته و احياء و باران فرستادن كه خارج از موضوع است . ( باز