بحث و انتقاد در پيرامون بخش اول كتاب ( تاريخ علم كلام ) بقلم دانشمند گرامى حضرت آقاى محمد تقى بنى مهد شريف العلماء لنگرودى
علامه شبلى نعمانى در تاريخ علم كلام صفحهء 93 نقل از حكيم ابو نصر فارابى مقالات چندى ذكر نموده و چون به نظر اين جانب با پارهء دلايل و براهين مخالف بود لذا متعرض شدم تا در بخش دوم كتاب هر جا كه مقتضى شد تذكر داده شود . البته تصديق و تكذيب آن موكول به نظر اهل فضل و دانش است تا منصفانه قضاوت نمايند . عجب است كه علامه مؤلف متوجه نشده و يا نخواسته اعتراض كند . بالجمله حكيم فارابى در صفحهء 93 در مقاله 2 ميگويد آن كس نبى مىشود كه روحش داراى قوهء قدسيه باشد و ميگويد همانطور كه ارواح عام بر عالم سفلى حكومت ميكنند همينطور قوهء قدسيه بر عالم علوى حاكم و متصرف مىباشد .
صدور معجزه و امور خارق العاده اثر همين قوه است . در همينجا ميگويد در لوح محفوظ ( يعنى علم بارى ) آنچه كه هست همه آن در ارواح قدسيه منقوش مىباشد . اين مطلب بجهاتى درست نيست ، زيرا صفات حقيقيه و علوم ذاتيهء غيبيهء مكنونه مثل خود بارى تعالى واجب بالذات غير محدود و غير متناهى است و علوم سايرين حتى ارواح قدسيه تمام ممكن و واجب بالغير است . صفات ذاتيهء الهى و اسماء مستأثرهء مكنونهء غيبيهء الهيه علومى - است مختص به خود واجب الوجود و احدى بر آن آگاه نيست . كما ورد ان للّه اسماء استاثرها لنفسه لا يطلع عليه احد - يعنى خداوند يك اسماء غيبيهاى براى خود اختيار كرده كه احدى