شده به نظر جلوهگر گردند و قوهء نفسانى بدرجهاى قوى باشد كه بتواند در عالم اجسام تأثير نمايد تا اين حد كه اجرام علوى هم در دسترس او باشند .
از اين مقام كه پائين مىآيد شخصى است كه فقط دو قسمت اولى در او وجود دارد و از اينهم نازلتر آن كس است كه فقط قوهء نظرى او قوى است .
در هر شخصى كه اين سه چيز يافت شد گوئى كه او شهنشاه عالم مىباشد و نسبتش بعالم علوى اين است كه هر وقت بخواهد به آن عالم مىپيوندد ، گوئى او ساكن عالم نفسانى مىباشد و در عالم اجسام هر نوع تصرفى بخواهد ميتواند بكند .
پائينتر از اين ، درجهء كسى است كه پادشاه درجهء دوم مىباشد و از اينهم پائينتر شرفاى امت هستند .
در آنهائى كه هيچ نوع قوهاى وجود ندارد ليكن براى اتصاف به اخلاق حسنه در آنها قابليت و استعداد است اينها اذكياى امت شمرده ميشوند كه از ساير مردم ممتاز ميباشند .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 236
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ٢٣٦