كه وقايع آينده را پيشگوئى مىكند در همين حالت مىكند .
در اينجا اين اعتراض پيدا مىشود كه وقتى كه مجانين و كاهن و مصروع هم مىتوانند از آينده خبر بدهند پس براى نبوت چه مزيت و رجحانى خواهد بود ؟ جواب آن اين است كه ما در سابق گفتيم كه مراتب تخيل مختلف و ضد همديگرند تا اينجا كه بنا بگفتهء بعضى حكما اعلى درجهء تخيل آنست كه روح اتصال به نفسى پيدا مىكند كه مدبر فلك قمر و واهب الصور مىباشد و صورى كه در نفس فلكى مرتسمند ممكن است تمامى آنها در او مرتسم گردد و اين همان عقيدهء ارسطو است كه ميگويد افلاك صاحب ادراكند و صور علميهاى كه در آنها مرتسم ميباشند آن صور در نفس ناطقهء انسان ممكن - است مرتسم بشود و اين اعلى درجهء تخيل مىباشد كه بعد از آن ديگر درجهاى نيست .
درجهء ادناى تخيل در حيوانات يافت مىشود و در بعضى حيوانات اين قوه مطلقا نيست .
اختلافى كه گفته شد بنابر قوت و ضعف تخيل بوده است و اما اختلاف تباين و تضاد و آن بدين طريق است كه بعض تخيلات صحيح و راست بوده منبع و مخرج آنها نفوس مقدسه مىباشد و بعضى ديگر بالعكس دروغ و فتنهانگيز و مخرج و مبدء آنها نفوس خبيثه است و برخى هم بين بين هستند .
اين مطلب قابل تذكر است كه عقل ، خيال و حس هر كدام چندين قسم مختلف مىشود . عقل محض كه در او خيال را آميزشى نيست ، خيال محض كه عقل را با آن تماسى نيست ، عقلى كه به كلى خيال است ، خيالى كه به كلى عقل است ، حسى كه از خيال پيدا مىشود ، خيالى كه از حس پديد مىآيد . همينطور بعض از اقسام علم است كه به كلى مشابه ظن و بعضى ظنهاست كه هم پايهء علم مىباشد ، چنانچه در اين آيت قرآن مجيد - است
« وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ »
در قرآن مجيد در آن موضع كه از جن ذكر است اين ذكر بلفظ ظن آمده و از اين ثابت مىشود كه وجود و تصور آنها خيالى است و صور آنها را فقط خيال ميتواند به نظر بياورد و چون خيال واقع بين عقل و حس است لذا چيزهائى كه خيالى ميباشند آنها برزخ بين جسمانى و روحانى خواهند بود مثل اجنه و شياطين ، و آنچه در وسط واقع -