تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 230

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٢٣٠
از مقدمات مذكورهء فوق ثابت شد كه تمامى حركات انسان ممكن هستند لذا به مرجحى ضرورت دارد ، اختيارى هستند پس بعقل احتياج است ، احتمال خير و شر هر دو در آنها ميرود پس رهنمائى لازم است در كار باشد و همين رهنما نامش پيغمبر است . حكم تدبيرى خدا كه در نظام عالم جارى است اين حكم بتوسط ملائكه و فرشتگان صورت ميگيرد ، روى اين قياس احكام تكليفى خدا كه بر انسانها نافذ و جارى - است بايد آن هم بتوسط كسى انجام گيرد و اين نامش پيغمبر است . در خاتمه مردمى كه خيال ميكنند كه امر و نهى ، ترهيب و ترغيب ، تنبيه و تهديدى كه هست همه را انبياء از طرف خود ميكنند و خدا را در آن دخلى نيست و نسبت اين افعال به طرف خدا از روى مجاز است ، اين مردم انبياء را نعوذ باللّه كاذب و خائن قرار ميدهند . وقتى كه اين مطلب مسلم شد كه خدا پادشاه تمام عالم است و پادشاه عموما امر و نهى ، تنبيه و تهديد ، ترغيب و ترهيب مىكند از خدا چرا اين امور بعيد باشد .

[ بحث چهارم ] خواص نبوت

براى نبوت سه خاصه است ، يكى به قوهء تخيل متعلق است ، ديگر به قوهء نظرى و آن ديگر بقوهء عملى . اما تفصيل خاصهء اول و آن بقرار زير است :

[ خاصهء اول نبوت ]

( امام غزالى در اينجا مسأله‌اى از فلسفهء يونانى بيان كرده و آن را بسط هم داده - است ولى آن نهايت درجه لغو و مهمل و دليل او از آن زياده مهمل مىباشد و خلاصه آن اين است كه افلاك نزد يونانيها ذى روحند و صور علميهء تمام كليات و جزئيات مرتسم در نفس آنها مىباشد و روى اين بكليات و جزئيات آگاه هستند و انسان برايش علمى كه حاصل مىشود از اينجا و بدين جهت است كه صور علميه‌اى كه در جواهر مجرده و نفوس افلاك مرتسمند همان در نفس ناطقهء انسان مرتسم ميگردد ، زيرا كه نفس ناطقه چون مجرد است لذا بعقول مجرده و نفوس افلاك اتصال پيدا مىكند . ليكن استدلال اصلى امام مشار اليه موقوف بر قبولى يا تصديق داشتن اين مسأله نيست ، چه او از قوهء متخيله