تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 232

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٢٣٢
گونه تصرفى نميكند و آنها عينا وارد حس مشترك ميگردند . و از اينهم جلوتر رفته قوهء متخيله و نيز قوهء عقلى و عملى مشتركا و بمعاضدت هم كار ميكنند و اين درجهء از نبوت درجه‌اى است كه جامع قوهء عقلى و عملى و خيالى هر سه مىباشد . شما در قصص قرآن باريك شده . ملاحظه كنيد چطور در هر واقعه‌اى دقايق و جزئيات آن بيان شده كه گوئى تمامى واقعه جلو چشم آن حضرت خودنمائى كرده و همه را براى العين مشاهده ميكرده است . اين واقعات تماما راست و هيچ ريبى در آن نيست . اين امر كه صورى كه در قوهء متخيله مرتسم ميشوند آن صور وارد حس مشترك گرديده به چشم ديده ميشوند هيچ‌كس نميتواند آن را انكار كند ، شما مجانين را به نظر بياوريد كه آنها آنچه را كه تخيل ميكنند همان را با چشم خود ميبينند ، روح قضيه اين است كه قوهء متخيله بين عقل و حس واقع است ، حس صور محسوسه را جلو متخيله نمايش ميدهد و آن را به طرف خودش ميكشد ، عقل كارش اين است كه قوهء متخيله را از تخيلات غلط بازمىدارد و از مزاحمت و كشمكش اين دو قوه قوهء مزبور يعنى متخيله كار اصلى خود را نميتواند بآزادى انجام دهد ، ليكن وقتى كه از ميان آنها يكى فشارش كم مىشود قوهء مزبور ميخواهد آزادى حاصل كند ، مثلا وقتى كه قوهء حسيه بار بر او نيست او بر عقل غالب آمده به كار خاص خود مشغول ميگردد ، يعنى صورت‌ها را در صور اصلى به حس مشترك تحويل ميدهد ، در خواب همين كيفيت طارى مىشود ، مثلا وقتى كه از حكومت عقل رهائى مىيابد بر قوهء حسيه غالب آمده صورت‌هاى خيالى را همينطور بحس مشترك ميفرستد كه در اينجا آنها با چشم مرئى ميشوند ، چنان كه در حالت جنون و خوف نظير همين حالت پيش مىآيد . مبنى بر همين است كه در اين حالات مجانين را صورت‌هاى مهيب و وحشتناك به نظر مىآيند ، بنابراين كسانى كه از آينده و واقعات غيبى خبر ميدهند اين اخبار را در حالتى ميدهند كه قواى حسيهء آنها به كلى عاطل و باطل شده و حالت صرع يا غشوه بر آنها طارى ميگردد ، گاهى هم اتفاق مىافتد كه قوهء متخيله از فرط كار خسته مىشود و در اين صورت او محسوسات را به كلى از نظر مىاندازد ، و از اينرو نفس ناطقه اتصال به بالا پيدا كرده و صور مجرده را مشاهده مىكند ، گاهى