و در هر امرى پيرو حق مىباشد ، با هر كس باندازهء عقل و ادراكش تكلم مىكند ، براى مردم به قدر استطاعت آنها وضع احكام مىكند ، و همين شخص پيغمبر و رسول مىباشد .
طريقهء سوم
براى شناسائى اين طريقه قبلا بايد مقدمات ذيل را بخاطر گرفت :
1 - نظر باينكه « ممكن » وجود و عدمش مساوى است لذا براى اينكه ( ممكن ) بوجود بيايد بودن مرجحى لازم است كه بواسطهء آن وجود بر عدم ترجيح پيدا كند و اين مرجح علت ممكن مىباشد .
2 - براى هر قسم حركت محركى ضرور است باشد .
حركات هم دو قسمند ، طبيعى و ارادى ، براى حركت ارادى لازم است كه در محرك آن اراده و اختيار يافت شود .
حركت ارادى هم دو قسم است خير و شر ، براى قسم اول ضرور است كه محرك وى داراى عقل و تدبير باشد و مبنى بر همين است كه فرموده
( وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها )
يعنى خدا در هر آسمان بوسيلهء وحى حكمش را انفاذ داشت .
3 - همچنانكه براى حركات انسانى نياز بارادهء و اختيار است يعنى بدون اراده و اختيار حركت صورت وقوع پيدا نميكند همچنين براى اين حركات رهنمائى هم ضرور است كه راه درست و صحيح را نشان بدهد تا كه او حق را از باطل و راست را از دروغ و خير را از شر بتواند تميز دهد .
4 - اوامر و احكام خدا دو قسمند تدبيرى و تكليفى ، اما قسمت اول و آن در تمام - نظام عالم جارى و سلسلهء تدبير و نظامى كه در تمامى عالم به نظر مىآيد مبنى بر همين - است : چنان كه در قرآن مجيد وارد است - :
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ
.
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
خورشيد و ستاره و ماه تمام تحت فرمان اويند .
و اما حكم تكليفى و آن فقط براى انسان است ، چنانچه در قرآن است - :
يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ .
هان مردم عبادت كنيد پروردگار خود را آن خدائى كه همهء شما را آفريده .