تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 227

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٢٢٧
و سخنان خوب را طبعا پسند و از حرفهاى بد نفرت مىكند ، مغرور ، جابر ، زشتخو ، كج خلق نمىباشد ، خاموش ميماند ، رعبش بر مردم مستولى مىباشد ، سخن مىگويد كسى نميتواند بر او نكته‌گيرى كند يا خرده بگيرد ، در حركت و سكونش هر دو متانت و سنجيدگى يافت مىشود . تمامى مردم مقابل او طوعا و كرها خاضع و سر فرود مىآورند .

بحث سوم در اثبات نبوت : -

براى اثبات نبوت دو طريقه است ، اجمالى و تفصيلى و ما هر يك را جداگانه بيان مينمائيم - : اين امر بديهى است كه انسان را چيزى كه از حيوانات جدا ميسازد نفس ناطقه است و همين اوست كه از دولت وى بر حيوانات فائق آمده و آنها را مسخر مىكند و همه نوع در آنها دخل و تصرف مينمايد ، همينطور در انبياء عقل خاصى است كه بدين واسطه از كليهء انسانها متمايز و تمام انسانها محكوم و تحت تصرف وى ميباشند ، همچنانكه افعال و حركات انسان براى حيوانات معجزه است يعنى حيوان هيچ‌وقت نميتواند با قوهء فكرى و عقلى انسان همسرى كند همچنين از انبياء افعالى كه سر مىزند آن افعال براى عامهء انسانها معجزه مىباشد يعنى از مردمان ديگر نميشود آن افعال صادر بشود . همانطور كه عقل نبى ممتاز از عقول ديگران است همينطور نفس او ، طبيعت او و بالاخره مزاج او هم از تمامى مردم ممتاز و به نفوس ملكى مشابه مىباشد ، همچنان كه حيوان نميتواند انسان بشود هر آدمى هم نبى نميتواند شد ، فقط خدا ميداند كه در چه شخصى قابليت و شايستگى نبى بودن هست و در چه شخصى نيست ؟ هر كه را كه خدا براى نبوت برمىگزيند عقل او ، طبيعت او ، مزاج او هم برگزيده مىشود ، يعنى به طبيعت و مزاج و عقل ديگران هيچ طرف نسبت نيست . او صورة مشابه انسان‌هاست ليكن معنا فارق و جدا از همه است ، آرى ، او بشر است ليكن بشريت وى قابل وحى مىباشد و اين آيت قرآن مجيد
« قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ »
اشاره است به اين دو نكته‌اى كه گفتيم .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 227 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني